یکی از اعضای اولیهی هیئت مشاوران فنی انویدیا سی سال بعد فهمید قرارداد اختیار خریدش یکساله بوده نه چهارساله، ولی وقتی رفت دنبالش، مرور زمان دستش رو بسته بود.
با ابزارهای AI دیگه لازم نیست دیزاین و مهندسی نوبتی کار رو تحویل هم بدن؛ هر دو میتونن وارد زمین همدیگه بشن، به شرطی که تو هر مرحله یه متخصص خروجی رو تأیید کنه.
یه نفر یه اپ کدنویسی کامل رو حول ایدهٔ «اول نقشه، بعد کد» ساخت و شکست خورد. حالا میگه مشکل خودِ ایده نبود، این بود که برنامهریزی رو تبدیل به یه سند کرد.
یه مدیر محصول باتجربه میگه AI ساختن نرمافزارو ارزون کرده و برای همین سوال اصلی از «چی بسازیم» رفته سمت «چی رو اصلاً منتشر کنیم».
سونیل ساداسیوان میگه چیزی که مهندسهای سنیور خوب رو متمایز میکنه عادت فکر کردن از اصول اولیهست؛ همون چیزی که الان تو کار با ایجنتها بیشتر به درد میخوره.
یه برنامهنویس Haskell میگه به جای اینکه ایجنت کد بزنه و تو بازبینی کنی، دقیقاً برعکسش رو بکن: نقشه رو با هم بچینید، ولی کد رو خودت بنویس.
پل جون میگه تیمهای برند شرکتها عملاً شدن میز خدمات داخلی؛ راهحلش اینه که تصمیمهای برند رو به یه سیستم زنده تبدیل کنی تا دیزاینرها برسن به کاری که هیچ سیستمی نمیسازه.
یکی از مهندسهای Assetnote به مدیرش نوشت که با ورود هوش مصنوعی رضایتش از کار رو از دست داده. جواب مدیر، شوبهام شاه، بیتعارف بود و حالا هر دو پیام عمومی شدن.
نویسنده میگه ایجنتها دیگه کمتر از خودش اشتباه میکنن، پس ارزش واقعی برنامهنویس جای دیگهایه: نگه داشتن کد روی ارزشهای فنی تیم و شرکت.
شرکتها دارن خرج AI رو میدن ولی تا ۴۰ درصد سود بهرهوریش رو از دست میدن، چون آموزشها فقط سراغ مهارت فنی میرن و قضاوت انسانی رو جا میذارن.
ادی عثمانی میگه مشکل کدبیسهای قدیمی نبودِ تست نیست، قیدهای نانوشتهایه که هیچجای کد پیدا نمیشن؛ راهحلش تقسیم کد به سه ناحیهٔ سبز و زرد و قرمزه.
نویسنده میگه بیشتر اصول معروف طراحی نرمافزار تهش دارن یه چیز رو میگن، و یه راه ساده پیشنهاد میده که از روی کار روزمره براشون عدد دربیاری.
شان گوئدکه میگه خوب ساختن و خوب تحویل دادن دو مهارت جدا هستن و کوتاهمدت همدیگه رو خنثی میکنن؛ هر چی سلیقهات بهتر باشه، منتشر کردن سختتره.
دیباگ یعنی باور کردن چیزی که میدونی غلطه. نویسنده میگه همین مهارت ذهنیه که خیلیها ازش فراریان، و آمار میگه حدود ۴۰ درصد بزرگسالها توش لنگ میزنن.
سه پژوهشگر Microsoft AI میگن ماشین فقط میتونه چک کنه جواب معیارها رو داره یا نه؛ اینکه جواب واقعاً به کار کاربر اومده یا نه رو فقط خود آدمها میتونن بگن.
راهنمای تازهی Claude میگه Opus 5.5 رو باید ول کنی کارش رو بکنه: خط پایان رو بگو، جملههای «با دقت فکر کن» رو پاک کن و آخر ران اول ببین چی از تو میخواد.
مدیرعامل زاپیر تو یه پادکست روبریک داخلی شرکتش رو باز کرد و سه نمونه کار یه محصولمنیجر رو زنده نمره داد. نتیجه: مرز «خوب» خیلی سریعتر از چیزی که فکر میکنی جابهجا شده.
دریک انجی هیچوقت کد پروداکشن ننوشته، ولی چند ماه با یک ابزار AI چند تا اپ کارکننده ساخت. جایی هم که گیر کرد، فقط یک کلمه کم داشت: WebSocket.
تا دیروز دانش کمیاب بهونهی بدقلقی بود. نویسنده میگه حالا که هر کسی با یه agent کد خوب تحویل میده، فقط خود آدم مونده که دیده بشه.
به گفتهٔ نویسنده، کاری که برای برنامهنویس مونده نوشتن خطبهخط کد نیست؛ ساختن حلقهایه که چک میکنه خروجی درسته یا نه. آمار تیمهایی که روزی ۱۶ پولریکوئست مرج میکنن هم پشت این حرفه.