دندون روی جیگر بذار و منتشر کن
خلاصهٔ کاملتر
حرف اصلی این مقاله اینه که خوب ساختن و خوب تحویل دادن دو مهارت متفاوتن و اوایل کار در جهت مخالف هم میکشن: اگه تو ساختن استعداد داری، احتمالاً تو منتشر کردن ضعیفتری. نویسنده به حرف معروف ایرا گلس اشاره میکنه که آدمهای کار خلاق با سلیقهٔ خوب وارد میدون میشن، ولی چند سال اول کارشون به پای همون سلیقه نمیرسه، و درست همین سلیقهست که کار خودشون رو به چشمشون بد نشون میده.
به گفتهٔ نویسنده برنامهنویسهای بااستعداد یه میل تقریباً بیمارگونه به سیستم تمیز و درست دارن؛ همون چیزی که وادارشون میکنه جزئیات ریز زبان برنامهنویسی رو یاد بگیرن و بارها ریفکتور کنن، جلوی تحویل دادنشون هم سد میشه. هر نقصی تو نرمافزار احساسی آزارشون میده و میترسن بقیه فکر کنن حواسشون نبوده یا بلد نبودن درستش کنن. تو یه شرکت بزرگ این دیگه کشندهست، چون هر سیستم بزرگی پر از نقصه و کار کردن باهاش یعنی سازش.
نکتهٔ جالبتر اینه که چون مهمترین چیز تو کدبیس بزرگ یکدستیه (consistency)، بعضی وقتها کار درست حتی تکرار کردن همون نقصه، البته وقتی فاجعهبار نباشه. نویسنده میگه اینجور آدمها معمولاً یخ میزنن و عقب میکشن به قلمروهای کوچیک و بیخطر، مثل ور رفتن با محیط توسعه یا ریفکتور تستها. بعضی هم هیچ کاری نمیکنن و تو حس شرم و گناه میچرخن تا آخرش ول کنن و برن.
همین قصه تو نوشتن هم هست. نویسنده میگه بیشتر از نصف پستهاش وقت تمومشدن به چشم خودش خوب نمیان، ولی بازم منتشرشون میکنه، و وقتی برمیگرده پستهای قدیمی رو میخونه نمیتونه تشخیص بده کدوم رو دوست داشته و کدوم رو نه. بین این حس و محبوبشدن پست هیچ همبستگیای نبوده. نتیجهاش اینه که حجم بالای کار بازده بهتری از چندتا کار خیلی صیقلخورده داره و باید مومنتوممحور بود، نه نتیجهمحور.
نکات کلیدی:
- سلیقه جلوتر از مهارت رشد میکنه و همین فاصله باعث میشه کار خودت به چشمت بد بیاد
- دیف بد رو میشه با وقت و انرژی بهتر کرد، دیف نداشته رو نمیشه
- تو کدبیس بزرگ یکدستی از درستی مهمتره، تا حدی که تکرار یه نقص غیرفاجعهبار کار درسته
- انتشار خودش یه مهارته و با تمرین راحتتر میشه؛ یک ماه سکوت، پیشنویس بعدی رو به چشمت بدتر میکنه
- بین حس نویسنده به یه پست و محبوبشدنش هیچ همبستگیای وجود نداره
- نگران «هدر دادن یه ایدهٔ خوب روی نوشتهٔ ضعیف» نباش؛ میشه دهها بار دربارهٔ یه ایده نوشت تا درست از آب دربیاد




