با agentic coding هر فیچری چند روزه ساخته میشه، ولی نویسنده میگه یه لایه هست که هنوز باید پشت میز و با حوصله بهش دست زد: دیتا.
نویسندهٔ LukeW میگه ما عادت کردیم اول ابزار بسازیم و بعد به نتیجه فکر کنیم. با هوش مصنوعی میشه این ترتیب رو برعکس کرد و مستقیم همون چیزی رو تحویل داد که کاربر دنبالشه.
یه ریاضیدان تو وبلاگ تری تائو میگه هوش مصنوعی نگاهش به تحقیق ریاضی رو عوض نکرده، ولی سرعت کارش رو جابهجا کرده و یه خطر تازه هم ساخته: جواب گرفتن بدون فهمیدن.
بن، نویسندهٔ خبرنامهٔ Design Lobster، میگه طراحی کاری نیست که بعد از فهمیدن مسئله شروع بشه؛ خودش راه فهمیدن مسئلهست و هر اسکچ خام یه تحقیق دربارهٔ شکل اون مسئلهست.
چند مدرس و نویسندهٔ سرشناس وب یکییکی کارشون رو تعطیل کردن؛ فروش کتاب صفر شده، بازدید ویدیوها نصف و ترافیک سایتها فقط از خزندهٔ مدلهاست.
مایک کنن-بروکس تو پادکست Decoder میگه AI فرایندهای کاری رو سریعتر میکنه ولی جای ابزار و قضاوت آدم رو نمیگیره، و مثال شعبههای بانک رو میآره.
تحقیق SIM میگه چیزی که یک مدیر IT رو متمایز میکنه مهارت فنی نیست: تفکر نقادانه، درک کسبوکار و رهبریه. مقالهٔ CIO هفت دلیل ریشهای شکست مدیرها رو میشمره.
الکس اورلوف میگه تولید کد ارزون شده ولی بخش عمدهٔ هزینهٔ نرمافزار سمت نگهداری و پایداریه، و AI رو هم نمیشه پاسخگوی خرابی دونست.
سه سال بعد از اینکه AI کار ساختن محصول رو زیر و رو کرد، بعضی شرکتهایی که مدیرها رو کم کرده بودن دارن عقبنشینی میکنن.
۹۵٪ پایلوتهای AI سازمانی هیچوقت به production نمیرسن و به گفتهٔ CIOها دلیلش مدل نیست؛ داده، governance و جا دادن ایجنت تو تیم کار سخت ماجراست.
جیسون لمکین میگه وقتشه شرکتهای AI جای شعار، تست واقعی محصولشون کنار رقبا رو منتشر کنن؛ گرگیاس این کارو کرد و جاهایی که باخته رو هم نشون داد.
مالی گراهام بعد از ۱۳ سال به توصیهی معروفش یه شرط اضافه کرده: کارها رو واگذار کن، ولی قضاوت و سلیقه و چشمانداز رو نه؛ چون مسئولیت نهایی به ربات منتقل نمیشه.
مدیر دیزاین Stripe میگه بوم ساخت با AI داره همون اتفاق معماری بعد از جنگ رو تکرار میکنه: الگوهای تکراری و بیهدف. راهحلش چهار کار مشخصه.
جاش چپمن میگه ارزش یه نرمافزار از فیچرهاش نمیاد، از وابستگیهایی میاد که میسازه؛ وابستگیهایی که با زمان بزرگتر میشن و کندنشون اونقدر گرون میشه که کسی جراتش رو نداره.
نویسنده میگه همهٔ چتباتها خودشون نوشتن ممکنه اشتباه کنن، ولی هیچ ابزاری برای پیدا کردن اون اشتباهها دستت نمیدن؛ بعد لیست میکنه چی کم دارن.
اسکات برکان میگه چیزی که تو دانشکدهٔ طراحی یاد نمیدن اینه: سرنوشت کار طراح رو بودجه، قدرت و بستر تعیین میکنه، نه سلیقه و استعداد.
تیم PostHog چند ماه روی همکاری چندنفره با ایجنتها کار کرده و دادههاش یه چیز غیرمنتظره میگه: آدمها ترجیح میدن تسک رو خصوصی شروع کنن و کدنویسی همچنان تنهایی انجام میشه.
ادی آزمانی دو سال پیش میگفت هر خط کدی که AI نوشته رو بخونید؛ حالا میگه لازم نیست، ولی هر تغییر باید یه آدم داشته باشه که مسئولیت فرستادنش رو قبول کنه.
جواب کوتاهِ «بستگی داره» شبیه فرار از سؤاله، ولی مقالهٔ IxDF نشون میده مرز واقعی کجاست: تو تیم کوچیک آره، تو تیم بزرگ فهمیدنِ کلیات کافیه.
جیک گلدزبورو میگه چیزی که با ابزارهای هوش مصنوعی از دست دادیم، عوارض جانبی کار بوده نه خودِ مهندسی؛ و همین باعث شده پروژههایی که قبلاً صرف نمیکرد، حالا شدنی باشن.