جواب رایج اینه که تو دنیای بعد از هوش مصنوعی فقط با هم وقت میگذرونیم. نویسنده میگه این جواب از سه جا ترک داره.
کریستن برمن صفحهی قیمت هشت محصول رو بررسی کرده تا ببینه مدل قیمتگذاری per-seat داره از بین میره یا نه. جوابش به ترس مشتری از قبض غافلگیرکننده برمیگرده.
خیلیا فکر میکنن کار با AI مهارت خاصی نمیخواد و هر وقت لازم شد میشه شروعش کرد. Sean Goedecke میگه این فکر غلطه و چند مهارت ماندگار رو مثال میزنه.
یه مطالعه از Anthropic نشون داده آدمها خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنن نظر ایجنت هوش مصنوعی رو قبول میکنن، حتی وقتی اون نظر کاملاً تصادفی بوده.
نویسندهٔ کتاب Software Engineering at Google از بازسازی کدبیس ۲۵۰ میلیون خطی ++C، خطاهای بیشتر در دوران AI و اینکه چرا آموزش دانشگاهی باید از نو ساخته بشه حرف میزنه.
به گفتهی این مقاله، کار اصلی مشاور AI ساختن ایجنت نیست. پیدا کردن جاییه که واقعاً جلوی رشد کسبوکار رو گرفته.
با LLMها هر کتابخونهای رو میشه یه بعدازظهر از نو نوشت و دیگه لازم نیست کسی رو قانع کنی. نویسنده میگه همین آزادی داره اکوسیستمها رو تکهتکه میکنه.
David Linthicum بعد از سی سال کار میگه بخش بزرگی از چیزی که اسمش رو گذاشتیم کمبود مهارت، در واقع نتیجهی سیستمهاییه که بیش از حد پیچیده شدن.
صدها شرکت AI تو سه سال اخیر راه افتادن و خیلیاشون دووم نمیارن. کارشناسها میگن مدیرای IT باید از همین حالا برای خریده شدن یا تعطیل شدن فروشندهشون نقشه داشته باشن.
وقتی چند تیم موازی دارن روی یه ایده کار میکنن، نوشتن نیازمندیها از روز اول کارو کند میکنه. پس چیکار کنیم که تیمها از هم جدا نیفتن؟
مدیر محصول تیمهای تحقیقاتی Anthropic تو یه پادکست تعریف کرده چه PMهایی رو استخدام میکنه، چطور راهشون میندازه و چرا برنامهریزیشون فقط یه ماههست.
شان گودکی، که روی GitHub Copilot کار میکنه، نشون میده چه کارهای روزمرهای رو به ایجنت سپرده و چرا بیشتر ما هنوز یادمون نمیافته این کار رو بکنیم.
مارتین فاولر میگه متنی که بوی LLM میده خواننده رو پس میزنه و توصیه میکنه حتی پیشنویس اول رو هم به هوش مصنوعی نسپرید.
دنیل میسلر میگه بیشتر شکستهای AI مشکل اجرا نیستن؛ مشکل اینه که ما درست نمیگیم چی میخوایم و پیشرفت رو اندازه نمیگیریم.
یه سازنده مستقل ورکفلوی چهارمرحلهای خودش رو برای ساخت محصول با ایجنتها معرفی میکنه؛ با یه ایستگاه طراحی که بیشتر نسخههای «کارخونه نرمافزار» جاش انداختن.
به جای پرسیدن اینکه مردم چی میخوان، ببین چه کاری رو همین الان با زحمت انجام میدن. از فیسبوک تا Slack همه از همین الگو اومدن.
تو گفتوگوهای طولانی، ایجنتها بیصدا قانونها رو جا میندازن. تحقیقات جدید نشون میده چرا شروع دوبارهی گفتوگو اینقدر جواب میده.
سال 1944 یه دفترچه آموزش میداد چطور یه سازمان رو بیسروصدا از درون فلج کنی. نویسنده نشون داده خیلی از اون رفتارها امروز تو تیمهای محصول عادی شدن.
حتی وقتی agent کد رو نوشته، نوشتن توضیح PR به دست خودت هم یه نقطهٔ بررسیه و هم به reviewer چیزی میده که diff نمیده.
یه برنامهنویس با ۲۵ سال سابقه تعریف میکنه چطور تو یه سال، قدمبهقدم نوشتن و حتی خوندن کد رو کامل به AI سپرد.