وقتی هوش مصنوعی به هر زبونی کد مینویسه، یاد گرفتن عمیق زبانها چه فایدهای داره؟ ادواردو بلانی میگه ارزش یه زبان به ایدههاییه که توش جا افتاده، نه به سینتکس و ابزارش.
استیو مکپارتلند میگه استودیوهای چندتخصصی هم معمولاً جزیرهای کار میکنن؛ نتیجهش خروجیهاییه که هرکدوم درستن ولی کنار هم یه تجربهٔ بههمپیوسته نمیسازن.
ساختن دموی هوش مصنوعی اونقدر ساده شده که پورتفولیوها شبیه هم شدن؛ چیزی که آدمها رو از هم جدا میکنه، نتیجهٔ اندازهگیریشدهست نه فهرست پروژهها.
شان گودکه میگه بیشتر از نصف اینسیدنتهایی که توشون بوده، بدون دخالت آدمها هم تقریباً تو همون زمان جمع میشدن؛ و عجله برای رفع کردن معمولاً اوضاع رو بدتر میکنه.
نویسنده میگه بهترین راه بهروز موندن تو دوران هوش مصنوعی اینه که یه پروژهٔ کوچیک رو خودت از صفر تا صد بسازی؛ چون سد فنیِ ساختن نرمافزار حالا خیلی کوتاهتر از چیزیه که فکر میکنی.
یه توسعهدهنده با مثال پختن استیک توضیح میده چرا خروجی مدلها یه بار عالیه و یه بار زغالِ سوخته، و چرا تا خودت کار رو بلد نباشی نتیجهٔ خوب فقط شانسیه.
سه سال بعد از بحث کدگذاری خودکار کامنتها، حالا نوبت خودِ مصاحبهست؛ MeasuringU سراغ شواهد واقعی رفته تا ببینه مُدریتور هوش مصنوعی کجا جواب میده و کجا نه.
یاکوب نیلسن میگه کاربرها دقیقاً مثل برندههای لاتاری به طراحی خوب عادت میکنن؛ اگه به محصول دست نزنی، هر سال ۲ تا ۵ درصد از نمرهٔ رضایتش کم میشه بدون اینکه یه پیکسل عوض شده باشه.
رابین کنون میگه شرکتهایی که تیم دیزاین رو کوچیک میکنن چون فکر میکنن AI از پس UX برمیاد، دارن دقیقاً همون مهارتی رو حذف میکنن که مدل کمترین شانس رو برای بازتولیدش داره.
Loredana Crisan، مدیرِ ارشدِ طراحیِ Figma، میگه نقشِ هوش مصنوعی باید داربستِ کنشِ انسان باشه نه جایگزینش؛ چون بخشِ زیادی از «ذوق» موقعِ انجامدادن کشف میشه.
تیم Teamwork Lab اطلسین میگه سازمانهایی که تو هوش مصنوعی گیر کردن، بدترین ابزار رو ندارن؛ یه تغییر عمیق رفتاری رو مثل نصب نرمافزار مدیریت کردن.
وقتی هوش مصنوعی بیوقفه ایده تولید میکنه، ایده دیگه کمیاب نیست؛ چیزی که کمیاب میشه انتخاب و اعتبارسنجیه. یه نویسنده تعریف میکنه چطور برای همین یه خط لولهٔ ساختاریافتهٔ اختراع ساخته.
نویسنده با مرور سقوط داتکام نشون میده چرا شور و شک دربارهٔ هوش مصنوعی میتونن همزمان درست باشن، و چیزی که این وسط تعیینکنندهست فهمیدنه نه موضعگرفتن.
یه برنامهنویس از عادت تازهای گله داره: آدمهایی که بهجای جواب دادن، خروجی خام هوش مصنوعی رو کپی میکنن و میفرستن. میگه این کار هیچ ارزشی اضافه نمیکنه.
حجم کدی که AI تولید میکنه داره از توان بازبینی آدمها جلو میزنه؛ اما قبل از اینکه ریویو رو به ایجنتها بسپریم، باید بپرسیم ریویو دقیقاً داشت چه کاری برامون میکرد.
«ایمیلهام رو مدیریت کن» جواب نمیده، چون مدل بهطور پیشفرض به ایمیل و تقویمت دسترسی نداره. این راهنما نشون میده با چه تنظیماتی میشه از این وضعیت بیرون اومد.
زک هولمن میگه قبولیاش تو کارنگی ملون، استخدامش تو گیتهاب و شراکتش تو یه باشگاه فوتبال، همه از یه پیام بیمقدمه شروع شد؛ خودش هم قبول داره سوگیری بازمانده اینجا هست.
وس کائو سالها از سپردن کار به بقیه فرار میکرد چون توضیح دادنش وقتگیر بود؛ راهحلش یه چکلیست شش سوالی شد که حالا برای بریف دادن به هوش مصنوعی هم ازش استفاده میکنه.
رومن پیکلر میگه بیشتر چشماندازهای محصول کسی رو تکون نمیدن، چون راهحل رو توصیف میکنن نه هدف رو. سه توصیهٔ او: هدف نهایی، زبان احساسی، و ساخت گروهی.
آدام چلیپالا استدلال میکنه که کد تولیدشده مثل اسمبلی به یه محصول جانبی دورریختنی تبدیل میشه، ولی تولید کاملاً خودکارش فقط با اسپکهای صوری منطقی ممکنه، نه با نیازمندیهای انگلیسی.