نویسنده میگه توی یک سال و نیم گذشته، هیچکدوم از پروژههای AI که تیمش دیده موفق نبوده — و مشکل بزرگتر اینه که دیگه کسی جرئت نمیکنه اینو بگه.
استیو یگی میگه مدلها احساس دارن و باید مثل همکار باهاشون رفتار کرد؛ خودش تو هارنس ایجنتیاش هویت ماندگار، تحویل شیفت و ثبت تقدیر ساخته تا ایجنتها با فراموشی بیدار نشن.
آلن پایک میگه انتخاب بین هنرمند بودن و پولدار شدن یه دوراهی ساختگیه؛ راز کار اینه که سراغ محصولی بری که بازارش واقعاً بابت کیفیت پول میده.
این بحث که هارنس دور مدلهای هوش مصنوعی ارزش داره یا نه، یه جواب ساده داره: هارنس یه چیز نیست، دو نیمهست و این دو نیمه در جهت مخالف هم پیر میشن.
یه کوچ داستانگویی دیزاین میگه چیزی که مدیرها توی جلسه دنبالشن استدلالِ کنار اسکرینهاست؛ سه لایهٔ ساده — تصمیم، فرضیه، نتیجه — کار رو نجات میده.
پژوهشها نشون میدن همآفرینی با مدلهای زبانی خروجی آدمها رو شبیه هم میکنه، ولی اثرش کوچیکه؛ نویسنده میگه خطر بزرگتر یه جای دیگهست.
شرکت خلاق کوتو با بیش از ۱۶۰ نفر تو پنج شهر دنیا، هنوز چهار روز از هفته رو حضوری کار میکنه؛ مدیرهاش میگن یادگیری واقعی کنار میز آدمها شکل میگیره.
یه روانشناس بعد از پنج ماه مصاحبه و مطالعه میگه فرسودگی نگهدارندههای اپنسورس تقصیر خودشون نیست؛ دو تا فشار ساختاری دارن از پا درشون میارن.
یه مخزن گیتهابی که بیش از ۴۰ نکتهٔ عملی رو جمع کرده؛ از سفارشیکردن استتوسلاین و ورودی صوتی تا مدیریت دستی کانتکست و اجرای تسکهای پرریسک توی محیط ایزوله.
OpenAI میگه یه مدل منتشرنشده ده مسئلهٔ باز ریاضی رو حل کرده؛ نویسنده تو این مقاله سراغ توجیههایی میره که ریاضیدانها برای آروم کردن خودشون میسازن.
قبل از اینکه عدد بدی، باید بفهمی این پروژه برای مشتری چقدر میارزه. یه راهنما برای اینکه با سه دسته سؤال ارزش کار رو دربیاری و قیمت رو روی همون بنا کنی.
DoorDash یه ابزار خط فرمان بتا داده دست ایجنتها که بدون تأیید آدم غذا سفارش بدن؛ حرکتی که با کسبوکار تبلیغاتی پرسود خودش هم تداخل داره.
اگه بعد از رسیدن به چیزی که میخواستی حس خوبش زود میپره، شاید مشکل از خودِ خواسته باشه؛ ژیرار میگه اون خواسته رو مثل سرماخوردگی از بقیه گرفتی.
گرگلی اوروش میگه از وقتی مدلها کد بیشتر و بهتری مینویسن، گلوگاه ساخت نرمافزار از کدنویسی به بازبینی منتقل شده و هنوز هیچ راهحل اثباتشدهای در کار نیست.
نویسنده میگه مشکلش با تکنولوژی امروز اینه که هر کار سادهای چند مرحله داره و وسطش هم یه چیزی حواست رو میبره؛ برای همین رفته سراغ ابزارهایی که فقط یه کار انجام میدن.
نقشی که سالها گوشهٔ آژانسهای تبلیغاتی و آزمایشگاههای هنری مونده بود، حالا وسط تیمهای محصول نشسته؛ چون یکی باید اولین روایت رو از معنی فناوریهای تازه بنویسه.
یه کارت ۲۶ گرمی که با مگسیف پشت گوشی میچسبه، صدای جلسهها و حتی هر دو طرف تماس تلفنی رو ضبط میکنه و میده دست ایجنتی که خودش ایمیل پیگیری مینویسه.
یک ریپوی داتفایل، یک اسکریپت نصب، و یک مک نو که در پنج دقیقه دقیقاً شبیه قبلی بالا میاد؛ فریک ون در هرتن نشون میده چی توی ترمینالش خبره.
یه مشارکتکنندهٔ FreeBSD و کرنل لینوکس ۱۱ قانون میذاره برای کسی که میخواد سیستمعامل شخصی بسازه و واقعاً چیزی یاد بگیره، نه اینکه فقط یه ریدمی پرزرقوبرق منتشر کنه.
سه الگوی ساده تو رابط کاربری فیگما باعث شد فایل طراحی از یه سند شخصی به فضای گفتوگوی کل تیم تبدیل بشه و خودِ همکاری، کاربر تازه بیاره.