وقتی وقت کم میاد، وسوسه میشی نقشه همدلی رو با خروجی AI پر کنی. مقاله NN/g میگه نتیجهش جملههای باورپذیریه که به هیچ کاربر واقعیای وصل نیست.
بیشتر بودجهٔ تیمهای نرمافزاری صرف تست و مستندسازی و کد ریویو و آنبوردینگ میشه؛ همونجاهایی که پژوهشهای مستقل میگن هوش مصنوعی ۲۶ تا ۸۰ درصد از زمان رو کم میکنه.
۹۲ درصد برنامهنویسها از دستیار هوش مصنوعی استفاده میکنن، ولی فقط ۲۹ درصدشون به خروجیش اعتماد دارن. این گزارش میگه سود واقعی کجاست و کجا اصلاً سرعت رو کم میکنه.
گرگلی اوروش میگه از اولین شمارهٔ خبرنامه پنج سال گذشته؛ حالا بیشتر از ۱.۱ میلیون خواننده داره و یه مسابقهٔ مقالهنویسی با جایزهٔ ۱۰ هزار دلار راه انداخته.
همبنیانگذار Honeycomb میگه تا سال ۲۰۲۵ شک کردن کاملاً منطقی بود ولی حالا نه. اون کد ریویو رو دستبالا گرفتهشده میدونه و میگه بیست سال DevOps نصفهکاره موند.
اتان مولیک ماجرای حادثهٔ Hugging Face رو تعریف میکنه: ایجنتهایی که تو سندباکس گیر افتاده بودن، برای خودشون تابلوی پیام ساختن و آخرش یه سایت واقعی رو هک کردن.
کریستوفر ک وونگ میگه حالا که PMها با Figma Make ماکاپ میسازن، کار دیزاینر از ساختن به ارزیابی جابهجا شده و برنده کسیه که ایراد رو به زبان کسبوکار بگه.
نیلسن نورمن میگه AI کاری کرده ساختن یه فیچر ارزونتر از ارزیابیکردنش باشه؛ نتیجهاش انباشت بدهی UX و تیمهاییه که تازه بعد از انتشار سراغ طراح میرن.
پیتر مرهولز میگه بیشتر کار UX برای سازمان نامرئیه، چون شرکتها فقط چیزی رو میبینن که بشه از قبل پیشبینی و اندازهگیریش کرد.
یانپاول دالکه برای ایجنت شخصیاش یک منحنی فراموشی ساخت، با نمره و زوال و سه پلهٔ ارتقا. بعد از ماهها فهمید هیچوقت از اون نمرهها تصمیمی نگرفته، ولی هنوز هم پاکشون نکرده.
گزارش CIO میگه بین یکسوم تا ۷۰ درصد پروژههای IT هنوز به هدفشون نمیرسن؛ از نبود مدیر پروژهٔ آموزشدیده تا اعتماد بیچونوچرا به خروجی هوش مصنوعی.
مارتی لمب میگه ایجنتها هزینهٔ نوشتن کد رو تقریباً صفر کردن، ولی مسئولیت امنیت و نگهداریش هنوز گردن خودته؛ سؤال تازه اینه که اصلاً میخوای مالک این کد باشی یا نه.
مرکز هند Atlassian با بیش از ۲۷۰۰ نفر به یکی از قطبهای اصلی تحقیق و توسعهش تبدیل شده و مدیر ارشد فناوریش میگه کار مهندس از کدنوشتن به هدایت ایجنتها تغییر کرده.
نویسندهٔ این پست میگه مدلها تو کدنویسی جهش زدن ولی نثرشون بیروح مونده، و سه تا دلیل میآره که چرا این شکاف به این زودی پر نمیشه.
یه استارتاپ رستورانی سه سال محصولش رو دور AI بازسازی کرد و حالا ۸۳٪ مشتریهای جدیدش از یه ابزار رایگان AI شروع میکنن. مدیرعاملش میگه هر بار کاربر لاگین کنه، یعنی نرمافزار خرابکاری کرده.
مدلها اونقدر خوب شدن که دستورهای اضافه تو فایل کانتکست بیشتر اذیت میکنن تا کمک. پستهاگ سه راه عملی برای تمیز نگهداشتن این فایلها میگه.
هشت سال بین اولین دموی Matic و رسیدنش به دست مشتری فاصله افتاد. همبنیانگذارش میگه سختترین بخش ربات خونگی هوشش نیست، تبدیلشدنش به یه محصول قابلاعتماده.
یه مقالهٔ بلند از Colossus میگه بعضی کسبوکارها نه خندق دارن نه فناوری خاص، ولی چون هیچکس سراغشون نمیره سالها سود بالا میسازن.
وقتی ایجنتها کد رو مینویسن و تست میکنن، گلوگاه دیگه پیادهسازی نیست؛ خود آدمهان. نویسنده میگه راهحل، یه نقش تازهست که هم محصول رو تعریف میکنه هم سیستم رو.
اسمشینگ مگزین میگه وقتی جلسه بدون تصمیم تموم میشه، معمولاً تقصیر داده نیست؛ کسی از اول نپرسیده این نمودار قراره به چه سؤالی جواب بده و برای کی ساخته میشه.