یه مهندس امنیت که سه سال و نیم روی Llama و امنیت هوش مصنوعی متا کار کرده، از فرهنگ سخت، سیستم سنجش عملکرد و نبود حس ماموریت تو این شرکت میگه.
بازار کار شلوغتر از همیشهست، اما همهی فرصتها از طریق آگهیهای شغلی نمیرسن. گاهی یه ایمیل بهجا یا یه مقالهی عمومی میتونه در بستهای رو باز کنه.
یه تیم وسط یه بازنویسی بزرگ اپ، طرحهای Figma رو پرینت کرد و با استیکینوتهای رنگی روی وایتبرد چسبوند؛ نتیجه بیشتر از چیزی بود که انتظار داشتن.
نویسنده میگه همه دنبال ایجنت AI هستن، ولی چیزی که واقعاً شرکتت رو سریع میکنه کارمندهاییه که اختیار و دسترسی تصمیمگیری دارن.
خیلی از تیمها سر وقت تحویل میدن و متریکهاشون هم تکون میخوره، ولی محصول به جای معنادار بودن فقط شلوغ به نظر میرسه؛ ریشهاش قاطی شدن مأموریت با هدفه.
Thorsten Ball توی یه یادداشت داخلی به تیمش میگه وقتی چیز تازهای میسازی، «این چیزی نبود که منظورم بود» اجتنابناپذیره؛ چون داری همون موقع یاد میگیری چی میسازی.
نویسنده میگه خیلی از محصولای خوب نه بهخاطر کیفیت بد، بلکه چون خریدار نمیفهمه برای کی و چرا ساخته شدن، شکست میخورن.
تحقیق تازهٔ DX میگه دستاورد واقعی شرکتها از هوش مصنوعی فقط ۱۰ تا ۱۵ درصد بیشتر شدن تعداد PRهاست، نه اون ۱۰ برابری که تو تیترها وعده داده میشه. دلیلش هم اینه که کدزدن فقط بخش کوچیکی از کار مهندسه.
نویسندهی Six Colors میگه با ابزارهای AI خودش بدون یه خط کد Swift یه اپ مک ساخته، و حالا سؤالش اینه که تعریف توسعهدهنده داره عوض میشه.
Eddie AI یه ابزار هوش مصنوعی برای ویرایش ویدیوئه که کارهای تکراری و وقتگیر مثل لاگگذاری، سینک مولتیکم و ساخت رافکات رو به جای ادیتور انجام میده.
یه چارچوب بازخورد سبک به اسم Liked Best/Next Time که بهجای درست و غلط، میپرسه چی خوب پیش رفت و دفعه بعد چی رو فرق بذاریم.
یه طراح تو Jane Street میگه دیگه به جای ساختن ماکاپ تو Figma، ایدههاش رو مستقیم با Claude به یه پروتوتایپ واقعی تو کدبیس تبدیل میکنه.
یه جمله بحث رو شروع میکنه: «سریعتر از اعتماد، کد جمع میکنیم». کنت بک توضیح میده چرا توسعهٔ تکنفره با هوش مصنوعی میتونه اعتماد تیم رو خراب کنه.
خرید مبلمان پر از استرس تصمیمگیریه؛ این مقاله چهار ترفند تجربهٔ کاربری IKEA رو بررسی میکنه که این ابهام رو کم میکنه و میشه روی هر سایتی پیادهش کرد.
نویسنده میگه فیچرهایی که هیچوقت نساختیم، اگه میساختیم الان فقط بار اضافه بودن؛ و نگرانه که AI داره ما رو میاندازه دقیقاً تو دام ساختن همون چیزها.
تیم فکر میکرد رزرو هتل بیشتر از یه ماه نمیشه، پس نگران edge caseها نشد. بعد یه رزرو یکساله اومد و صفحه رو اونقدر کند کرد که مرورگر فکر کرد سایت کرش کرده.
یوئه ژائو میگه در سطوح ارشد، نظر همتایان مهمتر از مدیر مستقیم میشه؛ ترفیع تو در «جلسات کالیبراسیون» و بر اساس برند و شهرتت در کل سازمان تعیین میشه، نه فقط کاری که انجام دادی.
اجرای دهها ایجنت AI راحته، ولی تأیید و ادغام کارشون فقط از یه پردازندهی سریال رد میشه: خودت. ادی عثمانی میگه این یه مشکل معماریه نه انضباط.
نویسنده میگه ابزارهای کدنویسی هوش مصنوعی دارن ما رو به همون دام قدیمی برمیگردونن: قبل از اینکه فکر کنیم، میسازیم.
بعضی پروژهها مثل یه پیشگویی خودمحققکننده، خودشون باعث میشن مهم بهنظر برسن؛ این مقاله میگه چرا با استدلال منطقی نمیشه جلوشون رو گرفت.