پستهاگ یه چارچوب ساده معرفی کرده که فقط با دو سؤال — چککردن کار و برگردوندنش — مشخص میکنه هر تسک رو تا کجا میشه دست ایجنت سپرد.
یه نویسنده تعریف میکنه موقع یادگیری نحوهٔ کار مدلهای زبانی چطور از هوش مصنوعی استفاده کرده: نه برای گرفتن جواب آماده، بلکه برای پیدا کردن اصطلاح درست و بیرون کشیدن شکافهای فهم خودش.
نویسنده میگه ماههاست بهجای پرامپت تایپی، بلندبلند برای ایجنت حرف میزنه؛ چون همون تناقضها و تردیدهای وسط حرف زدن، دقیقاً چیزیه که ایجنت بهش نیاز داره.
جو لیزر و شین اسنو پنج ایدهای رو باز کردن که امسال بیشتر از همه ذهنشون رو درگیر کرده؛ از پسزدن راحتی افراطی تکنولوژی تا اینکه چرا اینترنت همهمون رو به یه آدم واحد تبدیل کرده.
یه پارک ۷۲ هکتاری تو غرب لندن با موزهای که کسی ازش خبر نداشت؛ ویدمنلمپه بهجای یه هویت مشترک، سیستمی ساخته که میتونه از هم جدا بشه یا به هم بچسبه.
استیو یگی شش هفتهست بازی ۳۰ سالهش رو با دهها ایجنت بازسازی میکنه و ماهی معادل ۸۷ هزار دلار توکن میسوزونه؛ میگه چیزی که ساخته دیگه ابزار نیست، یه شهره.
نوشتن کد فقط بخش کوچیکی از روز یه برنامهنویسه؛ نویسنده با تفکیک ساعتبهساعت نشون میده حتی با سهبرابر شدن سرعت کدنویسی، سود واقعی برای یه سنیور حدود ۱۵٪ و برای جونیور حدود ۲۵٪ درمیآد.
استکاورفلو میگه هرچی توسعهدهندهها بیشتر از هوش مصنوعی استفاده میکنن، کمتر بهش اعتماد دارن؛ و ریشهٔ این بیاعتمادی بهجای خود ابزار، تو فرایند و فرهنگ تیمه.
مدیران ارشد به استراتژی تستشون خیلی بیشتر از خود متخصصها اطمینان دارن؛ نویسنده میگه بستن این شکاف کار ترجمهست، نه کار ابزار تازه.
اگه ایجنتها کد رو ارزون کردن، دیگه چرا باید روی کامپوننتهای مشترک داخلی وقت گذاشت؟ اوان میگر میگه جواب هنوز همونه: اهرم — با این تفاوت که این بار هزینهش رو با توکن حساب میکنی.
چارلی گراهام میگه شرکتها دارن حافظهٔ سازمانیشون رو تو ابزارهای هوش مصنوعی میریزن بدون اینکه آگاهانه انتخابش کرده باشن؛ و بیرون کشیدنش خیلی سختتر از مهاجرت دیتای CRM ـه.
جان کاتلر آدمهای جلسهٔ کیکآف رو به پنج تیپ تقسیم میکنه و میگه سختترین نقش مال کسیه که هم تضادها رو میبینه، هم نمیتونه ازشون بگذره.
شون گودکه میگه مهندسهایی که همیشه جواب رو سریع پیدا میکردن، اولین باری که گیر میکنن کم میآرن؛ مهارت واقعی اینه که آروم و شفاف فکر کنی.
یه طراح باتجربه بعد از بازدید از مدرسهٔ هنر میگه عادتهایی مثل فاصلهگرفتن از کار، ریزبینشدن به شکلهای بزرگ و واکاوی معکوس یه اثر، همون چیزیه که قضاوت طراحی رو میسازه.
خیلیها منتظرن مدیرشون بگه روی چی کار کنن، ولی بیشترین تأثیر رو وقتی میذاری که خودت مسئلهای رو پیدا کنی که هنوز کسی متوجهش نشده.
اندی باد میگه دعوای همیشگی طراحها و مدیرهای محصول سر سرعت تصمیمگیری نیست؛ سر اینه که هزینهٔ اشتباه رو چقدر گرون قیمتگذاری میکنن.
یه فایل Rust با ۱۷ هزار خط که کاملاً با ایجنت نوشته شده بود، قدمبهقدم ریفکتور شد تا معلوم بشه تمیزکردن کد چقدر از هزینهٔ توکنِ تغییرات بعدی کم میکنه.
جفری هانتلی میگه تو شش ماه گذشته حرفهٔ ما بیشتر از سی سال قبلش عوض شده و حالا مسئلهٔ اصلی نوشتن کد نیست، مطمئنشدن از درستیشه.
نقش مشاور داخلی هوش مصنوعی تقریباً هیچوقت آگهی نمیشه؛ از داخل ساخته میشه، به دست کسی که چند مشکل واقعی رو حل کرده و بعد عددهاش رو نشون داده.
دیوید پریرا سایت شخصیشو با Claude Design و Claude Code از نو ساخت؛ چهار هفته طول کشید، کلیدهای اپلیکیشنش لو رفت و ایمیل دامنهش قطع شد. روایت صادقانهش از چیزی که AI جاش رو نمیگیره.