اگه «AI native» بودن رو با مقدار استفاده از AI بسنجی، آخرش چیزای خوب محصولت رو هم با AI عوض میکنی. این مقاله یه تعریف دیگه پیشنهاد میده.
وقتی LLM همهچی رو یهجا حل میکنه، لذت اشتباه کردن و یاد گرفتن از بین میره. یه برنامهنویس تعریف میکنه چطور دوباره یاد گرفتن رو پیدا کرده.
یه برنامهنویس که از ۲۰۱۷ با درد ساعد و مچ درگیر بوده، میگه امسال که بیشتر کدها رو ایجنتها نوشتن، دردش تقریباً از بین رفته.
نتیجهٔ نظرسنجی State of Devs 2026 با بیش از ۵ هزار شرکتکننده نشون میده نگرانی شغلی، فرسودگی و دودستگی سر هوش مصنوعی حال این روزهای برنامهنویسهاست.
شان گودکی میگه بیشتر برنامهنویسها کد رو بد میخونن چون مثل کتاب از اول تا آخر میرن جلو. روش خودش چند دور خوندن نامرتبه، و میگه AI هم جای این کارو نمیگیره.
یه برنامهنویس با Claude Code تو یه آخر هفته ابزار جستجوی دامنهی خودشو ساخت و میگه LLMها حسابوکتاب ساختن ابزارهای شخصی رو عوض کردن.
تیم طراحی دولت بریتانیا با کمک ۱۲۴ نفر ۹ اصل برای ساختن prototype جمع کرده؛ از اینکه هر نمونه باید جواب یه سؤال باشه تا اینکه کنار گذاشتنش هم اشکالی نداره.
دعوای «اول تحقیق کن» و «بساز تا یاد بگیری» از اول غلط بوده. نویسنده میگه محصول خوب به هر دو تا نیاز داره و AI هیچکدومشون رو ارزون نمیکنه.
بیشتر شرکتها اسمش رو گذاشتن تیم UX Research، ولی در عمل چند نفرن که هرکدوم تنها برای PM خودش کار میکنه. این مقاله ده تعهد برای ساختن یه تیم واقعی پیشنهاد میده.
دیگه تقریباً کسی دستی کد نمینویسه، ولی کد ریویو به یه نمایش تبدیل شده و کیفیت نرمافزار افت کرده. Gergely Orosz تصویری از امروز صنعت میده.
یه طراح باتجربه ده درس از پروژههای واقعیش تعریف میکنه؛ از داشبوردی که با کم کردن بار ذهنی درست شد تا فرم ERPی که مینیمالیسم خرابش کرد.
حالا که با AI میشه یه بعدازظهر prototype ساخت، کار PM چیه؟ این مقاله جوابش رو تو سه سؤال خلاصه کرده.
یه مشاور دیزاین میگه حالا که خودش با AI نرمافزار میسازه، دیزاین براش مثل قبل مهم نیست و اولویت اصلی مفید بودن محصوله.
خیلی وقتها مهندس، مدیر محصول و بنیانگذار هرکدوم یه مشتری متفاوت تو ذهنشون دارن. یه فرضیهی یهجملهای میتونه این اختلاف رو قبل از ساختن محصول رو کنه.
یه مهندس نرمافزار پست وبلاگش رو موقع راه رفتن با سگش دیکته کرده و میگه زمان نوشتن رو سه تا چهار برابر کم کرده، بدون اینکه متنش بوی AI بده.
فایل متنی ساده نه قالببندی داره نه امکانات خاص، ولی همین سادگی باعث شده از تقریباً هر فرمت دیگهای بیشتر دووم بیاره.
Anthropic یه آکادمی راه انداخته که مهندسهای شرکتهای همکارش رو با مدل آموزشی شبیه رزیدنتی پزشکی، برای پیادهسازی هوش مصنوعی آماده میکنه.
ایتن مالیک قبول میکنه که دربارهی مدیریت ایجنتها اشتباه کرده بود؛ هزاران ایجنت خودشون یاد گرفتن چطور با هم کار کنن.
یه نقشهی ساده با چهار بخش که کمک میکنه تیم دید مشترکی از کاربر داشته باشه و بفهمه کجای تحقیقش خالیه.
خیلی از شرکتها پول اشتراک ChatGPT رو میدن ولی فقط یه تیکه کوچیکش رو استفاده میکنن. این مقاله میگه پر کردن همین فاصله میتونه یه شغل جانبی باشه.