فایل طراحی و محصول واقعی همیشه از هم فاصله میگیرن. اسپارکباکس میگه این خرابکاری نیست، آنتروپیه، و راه بستنش مقایسهٔ منظم به کمک هوش مصنوعیه.
کم کردن تعداد تأمینکنندهها معمولاً با وعده صرفهجویی فروخته میشه، ولی چیزی که واقعاً حذف میشه فشار رقابتیه — و صورتحسابش سر تمدید قرارداد میاد.
بحث داغ «بازگشت سرمایهٔ توکن» شبیه همون دعوای قدیمی ساعت و استوریپوینته؛ کنتور دقیقتر شده ولی سؤال اصلی سر جاشه.
خیلی از کارهای بدِ محصولی پشت اسم استراتژی قایم میشن. این یادداشت یه تست ساده جلوت میذاره: اگه هیچوقت نتونی نسخهٔ بعدی رو بدی، باز هم این کار ارزش داشت؟
یه پژوهشگر زبانهای برنامهنویسی میگه اثباتهای صوری مقالهش رو تنهایی و با کمک یه LLM توی چهار هفته درآورده — و حالا اثرش رو روی کل فرهنگ انتشار مقاله میبینه.
پاول بوگ میگه حالا همه با AI پروتوتایپ میسازن و تیم UX دیگه دروازهبان نیست؛ راهحل هم حذف تیم طراحی نیست، عوض کردن کاریه که بهش سپردی.
توسعهدهندهٔ مستقل سازندهٔ StopTheMadness ده سالگی کار مستقلش رو مرور میکنه: پنج سال شکست مالی، و بعد یه آپدیت اپل که یهشبه همهچی رو عوض کرد.
هر چیزی که وارد مکالمه بشه تا آخر سشن بارها دوباره فرستاده میشه. یه پست تازه توضیح داده کدوم عادتها هزینهٔ هر تسک رو بیسروصدا بالا میبرن.
سونیل پای میگه ایجنتهای کدنویسی کاری کردن که بتونه قبل از ناهار سه چیزِ اشتباه بسازه؛ حالا که اجرا ارزون شده، کارِ اصلی یه تیم نرمافزاری بهتر دیده میشه.
نویسنده میگه ایجنتهای کدنویسی رسیدن به «کار میکنه» رو آسون کردن، ولی طراحی درزهای نرمافزار و نگهداشتپذیریش هنوز کار خود مهندسه.
یه گروه از شناختهشدهترین آدمهای دنیای اپنسورس یه مؤسسهٔ غیرانتفاعی راه انداختن تا بفهمن کدوم پکیجهای حیاتی دنیا فقط روی کاغذ نگهداری میشن.
تو کار با ایجنتهای کدنویسی دو دستهٔ آدم هست: اونایی که اول اسپک مینویسن و اونایی که مستقیم میرن سراغ نتیجه. یه پست تازه میگه شاید جواب، خواستنِ طراحی بعد از ساختهشدنه.
خیلی از مدیرهای مهندسی میگن اعداد بنچمارکهای صنعتی به سازمانشون نمیخوره. برایان هاک میگه این حرف درسته، ولی نتیجهای که ازش میگیرن غلطه.
نولان لاوسون میگه با ایجنتهای کدنویسی پیدا کردن باگ تقریباً مجانی شده و تنها سؤال باقیمونده اینه که کجا دست نگه داریم و بگیم کار تمومه.
وقتی توضیح تغییرات کد رو ماشین مینویسه، چیزی که میمونه انبوهی صفت و قیده که نه نویسندهش خونده نه خوانندهش؛ یه پیشنهاد ساده برای برگشتن به نوشتن برای آدمها.
حالا که تولید کد تقریباً بیحد و مرز شده، تیم Zed میگه سقف کیفیت باید بره بالاتر — و سنجهٔ کار یه مهندس، سیستمیه که قابل اتکا و قابل تغییره، نه تعداد خطی که زده.
جیمز استنیر میگه شروع پروژه هیجان داره ولی ریسک اصلی سر فروده؛ بیشتر پروژهها شکست نمیخورن، فقط توی ۹۵ درصد بیسروصدا رها میشن — و همین گرونترین حالت ممکنه.
جفری لیت میگه هنوز باید کدی که ایجنت مینویسه رو بفهمیم؛ نه برای اینکه درستیش رو چک کنیم، بلکه برای اینکه بتونیم قدم بعدی پروژه رو خودمون بسازیم.
شان گودکه میگه هر پستی که منتشر میکنه حداقل دو چیز بهش یاد داده؛ برای همین عمداً سراغ موضوعاتی میره که هنوز کامل بلد نیست.
خیلیها از دانشگاه با این تصور بیرون اومدن که مسائل NP-hard عملاً غیرقابلحلان. یه برنامهنویس میگه این برداشت غلطه و ابزارهای امروزی روزانه میلیاردها نمونه از همین مسائل رو حل میکنن.