ساباستک ابزار Pangram رو آورده تا معلوم بشه متن کار آدمه یا مدل؛ ولی «اسلاپ» داره از نقد کیفیت به قضاوت دربارهٔ خود نویسنده سُر میخوره.
بهجای تایپ دوبارهٔ دستورها، هر مرحله از کار رو یکبار بهعنوان اسکیل ذخیره میکنی و با یه اسلشکامند صداش میزنی؛ از نوشتن PRD تا تیکتبندی و اعتبارسنجی کد.
AI کاری کرده که کارهایی رو انجام بدیم که اصلاً بلد نیستیم کیفیتش رو بسنجیم؛ نویسنده میگه همین فاصله بین انجام و داوری، منطقهٔ خطر تازهای تو تیمها ساخته.
نویسنده میگه PRD جای خودش رو داره، ولی وقتی هنوز دنبال هدفی یه قالب ششخطی بهتر جواب میده؛ اونقدر کوتاه که تیم واقعاً بخونتش و بشه مستقیم دادش دست یه ایجنت.
دیوید پریرا میگه مشکل بیشتر تیمها کمبود ابزار و فرایند نیست، زیادیشونه؛ اون بکلاگ ۸۰۰تایی و همهٔ جلسههای تکراری رو حذف کرد و میگه نتیجه بهتر شد.
ویکی بویکیس میگه دیگه نمیتونه عنوان و توضیح pull requestها رو تو اینترنت بخونه؛ نه چون کد بلد نیست، چون این متنها رو ماشین مینویسه و هیچکس، حتی نویسندهشون، نمیخونتشون.
Raunak Kathuria، معاون مهندسی Deriv، میگه حالا که نوشتن کد ارزون شده گلوگاه واقعی مشخصکردن نیت محصوله؛ پیشنهادش اینه spec نسخهدار بشه منبع حقیقت و کد فقط یکی از خروجیهاش.
کلر وو تو یه ترد کوتاه میگه دو چیز جلوی پیشرفت AI تو شرکتها رو میگیره و هیچکدوم ربطی به کیفیت مدلها یا ابزارها نداره.
تیم Claude Code میگه با هر مدل جدید بخش بزرگی از سیستمپرامپتش رو حذف میکنه؛ چون دستورهای ریزی که برای مدل ضعیفتر نوشته شده بودن، حالا جلوی قضاوت خود مدل رو میگیرن.
پرسونایی که AI ساخته یا پر از دموگرافیکه، تیم رو میبره سراغ حل مسئلهای که مشتری اصلاً نداره. مقالهٔ IxDF نه خطای رایج و راه در رفتن ازشون رو مرور میکنه.
آنت مورفی میگه توصیهٔ رایج «بر اساس ارزش اولویتبندی کن» عملاً بیفایدهست، چون ارزش تا قبل از تحویلِ کار اصلاً وجود نداره و اون چیزی که واقعاً میسنجی، میزان اطمینانته.
یه دموی اسپرینت با لاگ استیجینگ از دسترس خارج، دیتای ناقص و یه باگ وسط ارائه هم میتونه خوب پیش بره؛ نویسنده میگه رمزش آمادهسازیه، نه بینقص بودن.
کریستوفر ک. وانگ پورتفولیوی هفت طراح استاف و پرینسیپال رو بازنویسی کرده و میگه پرش به این سطح ربطی به بهتر طراحیکردن نداره.
قانونهای تازهٔ ایالتی آمریکا چتباتهای همدم رو موظف کردن مرتب بگن انسان نیستن. یه طراح محصول میگه این هشدارها خیلی زود به نویز پسزمینه تبدیل میشن.
یه گفتوگوی کمسروصدا بین طراحهای باتجربه در جریانه: خیلیهاشون دارن به بازنشستگی زودهنگام فکر میکنن. Creative Boom سراغ چندتاشون رفته تا ببینه پشت این موج چی میگذره.
تیم سهنفرهٔ Kenn هفتهای صدها پولریکوئست مرج میکنه، ولی میگه هیچوقت آدم رو از وسط کار برنمیداره؛ این روایتِ روند کاریشونه.
نویسنده میگه چیزهایی که این روزها به اسم ترفند کار با ایجنتها تبلیغ میشه، همون اصول قدیمی مهندسی نرمافزارن؛ فقط اینبار برای رباتها انجامشون میدیم.
دستورهایی که برای جبران ضعف مدل قبلی نوشتی، حالا ممکنه مدل جدید رو محدود کنن. سازندهٔ Claude Code پیشنهاد میده هر چند وقت یهبار همهشون رو پاک کنی و ببینی چی میشه.
یه پرودکت اینجینیر میگه حالا که تقسیم یه برنچ شلوغ به چند PR کوچیک فقط یه پرامپته، دیگه لازم نیست مرز کارها رو قبل از نوشتن کد حدس بزنی.
نویسنده میگه هوش مصنوعی سقف سرعتی رو که جلوی تصمیمهای بد رو میگرفت برداشته و حالا تیمهایی با فرهنگ مهندسی ضعیف خیلی سریعتر به بنبست میرسن.