از قانون سه کلیک تا «هرچی فیچر بیشتر، بهتر»، ده باور قدیمی طراحی رابط هنوز تو جلسهها تکرار میشن. این مقاله میگه هرکدوم از کجا اومدن و چرا دیگه جواب نمیدن.
جیسون لمکین میگه SaaStr بعد هفت سال Notion رو کنسل کرد، بدون هیچ شکایتی. کاری که Notion انجام میداد رو یه ایجنت هوش مصنوعی که خودشون ساخته بودن بلعید.
اسلاوا آخمچت تو یه رشتهتوییت میگه همکاری با دیزاینر یعنی ساختن یه زبون مشترک؛ اگه فقط بگی «اینو خوشگل کن»، هم دیزاینر خوبت رو از دست میدی هم محصول بدتری میگیری.
اگه یه اطلاعات رو بیشتر از دو بار توی چت تایپ کردی، جاش یه فایله. اینجا میبینی لحن برند، هویت بصری و حقایق کسبوکارت رو چطور بچینی تا خروجی شبیه خودت دربیاد.
سه تا ایجنت با یه کامپوننت لایبرری مشترک، سه تا صفحهٔ تنظیمات کاملاً متفاوت ساختن. آزمایشی که نشون میده ناهماهنگیِ محصول از کامپوننتها نیست، از تصمیمهاییه که هیچجا نوشته نشدن.
فریمورک Shape Up بیسکمپ بهجای تخمین زمان، وقت رو ثابت میکنه و اسکوپ رو کم میکنه. نویسنده میگه تیم داده تا وقتی سر میز شکلدهی نباشه، فقط مجری تصمیم بقیه میمونه.
یه معاون CIO تازهمنصوب و چند تا از برگزیدههای Next CIO تعریف میکنن چی مسیرشون رو باز کرد؛ از شناخت کسبوکار تا درسهایی که از پروژههای پرهزینه گرفتن.
ترنس تائو، ریاضیدان سرشناس، توی یه چت با ChatGPT نشون داد دقیقپرسیدن چه فرقی میکنه؛ نویسنده همون الگو رو به کار روزمرهٔ یه برنامهنویس آورده.
Shrivu Shankar هر سال گزارش میده که چطور از AI استفاده میکنه. امسال میگه پرامپتهای تیکهتیکه رو کنار گذاشته: یه سند نقشه مینویسه، دکمه رو میزنه و ۴ تا ۴۸ ساعت بعد برمیگرده.
دادهها موج اخراج نشون نمیدن؛ چیزی که واقعاً دیده میشه کند شدن استخدام جوونهای ۲۲ تا ۲۵ ساله تو شغلهای در معرض هوش مصنوعیه، حدود ۱۹ درصد پایینتر از روند.
آل سوایگارت با کمک یه LLM فهرستی از داستانها و ایدههای تاریخ کامپیوتر جمع کرده و لینکهاش رو خودش بازبینی کرده؛ از اشتباه میلیارد دلاری تونی هوآر تا ماجرای left-pad.
شرکتهای نرمافزاری بین ۱۲ تا ۲۳ درصد درآمدشون رو خرج هوش مصنوعی میکنن، ولی بیشترشون بابتش هیچی نمیگیرن. نویسنده یه مسیر چهارمرحلهای برای درست پول درآوردن از AI میذاره جلوت.
یه پژوهش روی بیش از ۳۰۰ نفر تو حوزهٔ تک نشون میده اکثر آدمها، حتی خود مدیرها، ترجیح میدن کار اجرایی و فنی کنن؛ چیزی که جلوشون رو گرفته بیشتر از پول، نفوذه.
شرکت Linear دادهٔ شش سال کار تیمهای محصول رو منتشر کرده: پولریکوئستها دو برابر شده، ولی هیچکدوم از کارهای قبلی کم نشده و در عوض یه لایهٔ کار تازه اضافه شده.
جان کاتلر میگه بیشتر جلسههای اولویتبندی فقط یه روایت خوشایند میسازن. چیزی که تصمیمهای واقعی رو نشون میده، تنشهای تکرارشوندهست؛ به همراه یه تمرین ۱۲ جملهای برای بیرون کشیدنشون.
فایل طراحی و محصول واقعی همیشه از هم فاصله میگیرن. اسپارکباکس میگه این خرابکاری نیست، آنتروپیه، و راه بستنش مقایسهٔ منظم به کمک هوش مصنوعیه.
کم کردن تعداد تأمینکنندهها معمولاً با وعده صرفهجویی فروخته میشه، ولی چیزی که واقعاً حذف میشه فشار رقابتیه — و صورتحسابش سر تمدید قرارداد میاد.
بحث داغ «بازگشت سرمایهٔ توکن» شبیه همون دعوای قدیمی ساعت و استوریپوینته؛ کنتور دقیقتر شده ولی سؤال اصلی سر جاشه.
خیلی از کارهای بدِ محصولی پشت اسم استراتژی قایم میشن. این یادداشت یه تست ساده جلوت میذاره: اگه هیچوقت نتونی نسخهٔ بعدی رو بدی، باز هم این کار ارزش داشت؟
یه پژوهشگر زبانهای برنامهنویسی میگه اثباتهای صوری مقالهش رو تنهایی و با کمک یه LLM توی چهار هفته درآورده — و حالا اثرش رو روی کل فرهنگ انتشار مقاله میبینه.