اول پروتوتایپ، بعد نقشه
خلاصهٔ کاملتر
نویسندهٔ این پست تو بلاگ exe.dev با یه مشاهده شروع میکنه: وقتی طراحی یه محصول رو بعد از ساختش ارائه میدی، جذابترین بخش ماجرا سورپرایزهاست. چی زیر بار زیاد شکست؟ کجا مسیر عوض شد؟ کاربرها چه کاری کردن که انتظارش رو نداشتی؟ کدوم عددها جالب از آب دراومدن؟ اینها رو از قبل نمیشه پیشبینی کرد، ولی به گفتهٔ نویسنده دقیقاً مهمترین بخش کارن.
به گفتهٔ نویسنده، آدمهایی که با coding agent کار میکنن — یعنی ایجنتهایی که خودشون کد مینویسن — معمولاً یکی از دو سر یه طیفان: _planner_ها که اول با ایجنت روی اسپک و طراحی کار میکنن، و _iterator_ها که یه پرامپت کوتاه مینویسن و بعد نتیجه رو بارها اصلاح میکنن یا کلاً دورش میندازن. نویسنده تأکید میکنه این حوزه هنوز اونقدر تازهست که هیچکدوم از ما واقعاً نمیدونیم داریم چی کار میکنیم، و همین الان وقتشه هر تیمی راه خودشو امتحان کنه.
تو مقاله اومده که دعوای «نقشهکشی در برابر تکرار» اصلاً چیز جدیدی نیست و هیچ طرفی هم صددرصد حق نداره؛ مهم اینه بدونی برای تیم خودت چی جواب میده و چرا. هم PRD و اسلایدهای شفافی بوده که مسیر یه پروژه رو کامل مشخص کردن، هم جلسههایی بوده که بعد از هفتهها طراحی روی کاغذ، آخرش یه پروتوتایپ بحث رو تموم کرده.
پیشنهاد عملی نویسنده اینه: اگه باارزشترین داراییت توجهِ خودته، طراحی رو بعد از اینکه ایجنت چیزی رو ساخت ازش بخواه — اونم نه یه گزارش کلی، بلکه همون چیزهای غیرمنتظره، جاهایی که کار گیر کرده، دور زدنها و نکتههای بحثبرانگیزی که موقع ریویو بالا اومده. یعنی بهجای اینکه تو وقت بذاری تا بفهمی طرح جواب میده یا نه، ایجنت این هزینه رو میده و تو یه لایه عمیقتر از طراحی رو تحویل میگیری.
نویسنده به جملهٔ معروف فرانک وستهایمر اشاره میکنه: «چرا یه روز تو کتابخونه وقت بذاری وقتی میتونی همون چیز رو با یه ماه کار تو آزمایشگاه یاد بگیری؟» — کنایهای به اینکه کمی مطالعهٔ قبلی جای ماهها آزمونوخطا رو میگیره. ولی به گفتهٔ نویسنده وقتی این ایجنته که تو آزمایشگاه وقت میذاره و نه تو، ماجرا برعکس میشه. جمعبندیش هم اینه که این دو گروه از چیزی که فکر میکنن به هم نزدیکترن: نقشهای که پروتوتایپ شده، نقشهٔ بهتریه.
نکات کلیدی:
- planner یعنی اول با ایجنت اسپک و طراحی نوشتن؛ iterator یعنی پرامپت کوتاه دادن و روی خروجی تکرار کردن یا دورش انداختن.
- پیشنهاد نویسنده: طراحی رو بعد از ساختهشدن از ایجنت بخواه، نه قبلش.
- چیزی که باید از ایجنت بخوای: سورپرایزها، جاهای گیر، دور زدنها و نکتههای بحثبرانگیز ریویو.
- منطقش صرفهجویی در توجهِ آدمه، نه در زمان ماشین؛ سیکل اضافهٔ ایجنت ارزونتر از وقت توئه.
- جملهٔ پایانی مقاله: نقشهای که پروتوتایپ شده، نقشهٔ بهتریه.




