ورسل شش اصلی رو منتشر کرده که از یه «دیزاین اینجینیر» انتظار داره باهاشون کار کنه؛ فهرست کوتاهیه که عمداً مرز بین طراح و برنامهنویس رو پاک میکنه.
یه تیم مهندسی با گرفتن لایسنس AI حجم تغییراتش ترکید، ولی خط تست کند بود و کل پایپلاین کمکم از پا افتاد؛ این نوشته میگه چطور با فشار برگشتی جمعش کردن.
یه موزهٔ مجازی از سیستمعاملهای تاریخی که همهشون از پیش نصب و پیکربندی شدن؛ فقط یه ورودی رو انتخاب میکنی و روی لپتاپت اجرا میشه، بدون دردسر تنظیم امولاتور.
پوشه و درختِ پوشهها میراثی از دسکتاپ دههٔ ۷۰ میلادیه، ولی دانش اینطوری چیده نمیشه. نویسنده میگه هوش مصنوعی داره نشون میده پوشه فقط جای ذخیرهست، نه معماری دانش.
یه زمانی برای کار با کامپیوتر باید میرفتی سراغش؛ حالا کامپیوترها دنبال ما راه افتادن. نویسنده یه ساله داره دیوارهای اون اتاق قدیمی رو دوباره میسازه و میگه آرومتر شده.
یه مطالعه روی دهها هزار مهندس مایکروسافت نشون میده کی سراغ ایجنتهای کدنویسی خط فرمان میره، کی میمونه، و آیا واقعاً خروجی بیشتری تولید میکنن یا نه.
هر دو شرکت تقریباً مدلهای همسطحی دارن، ولی یکیشون آدمدوستتر به نظر میرسه. یه معمای اخلاقی قدیمی توضیح میده چرا.
تیم SaaStr یه ایجنت هوش مصنوعی ساخته که بدون هیچ مهندسی، مدیریت ۱۰۰+ اسپانسر رو با ۷۰٪ کمتر نیروی انسانی انجام میده.
مدیرعاملها دنبال یه نمره برای تیم محصولشون میگردن، ولی نویسنده میگه چنین عددی وجود نداره؛ راهش یه سری پرسش برای گفتوگوئه.
گَستاون یه مدیر فضای کاریه که چند ایجنت کدنویسیِ هوش مصنوعی رو هماهنگ میکنه و وضعیت کار رو تو hookهای مبتنی بر git نگه میداره تا بین ریاستارتها گم نشه.
سوایزک تلر میگه با AI کد بیشتری از همیشه تولید میکنی، ولی هنوز با همون سرعت قبلی شیپ میکنی؛ چون گلوگاه واقعی، تولید کد نیست، کدریویوئه.
یه طراح UX تو Spatie سه تا مشاهدهش از تأثیر AI رو میگه: از پروتوتایپهای کلاینتها تا خطر یکنواختی، و اینکه کدوم بخش کار هیچوقت اتوماتیک نمیشه.
OKR و رودمپ سهماهه برای دنیایی طراحی شده بود که شیپکردن کند و گرون بود. نویسنده میگه با ورکفلوهای ایجنتی اون فرض دیگه درست نیست و کمیاب واقعی چیز دیگهایه.
جان کاتلر میگه اگه همیشه بهت گفتن زیادی پیچیدهش میکنی یا زیادی فکر میکنی، راه نجات اینه که ارزش خودت رو به محیط کار گره نزنی.
خیلیا این روزا میگن با هوش مصنوعی ده برابر سریعتر کار میکنن، ولی نویسنده میگه این سرعت لزوماً ارزش واقعی نمیسازه و حتی میتونه ناهمسویی تیم رو بیشتر کنه.
هوش مصنوعی نوشتن کد رو ارزون کرده، ولی خیلی از تیمها هنوز با فرایندی کار میکنن که برای دوران گرونیِ کد ساخته شده بود؛ برای همین سرعت کل تیم بالا نمیره.
پیدا کردن جای درست محصول تو بازار بیشتر از هر چیزی از نظر روحی آدمو خرد میکنه؛ نویسنده از تجربهش میگه چطور میشه این فشار رو کمتر کرد.
مت گارمن، مدیرعامل AWS، برخلاف پیشبینیهای ترسناک دربارهی نابودی مشاغل، میگه هوش مصنوعی شغلها رو عوض میکنه نه اینکه از بین ببره — حتی وقتی آمازون هزاران نیرو رو کم کرده.
مارتی کیگن میگه محصول عالی برای یه شرکت عالی لازمه ولی کافی نیست؛ همون موفقیت، شرکت رو هدف آدمهایی میکنه که فرهنگ و بنیانگذارها رو نابود میکنن.
تو یه نظرسنجی جهانی از مدیرای استخدام، ارتباط و حل مسئله خیلی بیشتر از تسلط رو ابزار طراحی اهمیت داشتن.