سلامت تیم محصول رو با عدد نمیشه سنجید
خلاصهٔ کاملتر
نویسنده تعریف میکنه که یه مدیرعامل اون رو دعوت کرده بود تا کمک کنه بفهمه چندتا مدیر محصول لازم دارن، ولی خیلی زود سؤال اصلی عوض شد: از کجا بفهمیم تیم محصول واقعاً داره خوب کار میکنه؟ جوابی که به اون مدیرعامل داد همونیه که به دهها مدیر دیگه گفته: یه جواب تمیز وجود نداره. هیچ داشبوردی نیست که بگه تیم محصولت نمره B+ گرفته و معادلی برای متریکهای DORA تو مدیریت محصول نداریم.
به گفتهٔ نویسنده، سنجش تیم محصول سخته چون ما عادت داریم خروجیها رو اندازه بگیریم — نرخ تبدیل، نمودار نگهداشت، امتیاز CSAT — ولی اینکه خود تیم محصول چقدر خوب کار میکنه یه مسئلهٔ کاملاً متفاوته. گاهی یه ایده ماهها طول میکشه تا به بازار برسه چون تیم با دقت روش کار کرده، و گاهی بهترین کار اصلاً منتشر نمیشه چون تیم تو مرحلهٔ کشف فهمیده ارزش ساختن نداره؛ هر دوی اینا میتونن نشونهٔ یه تیم سالم باشن ولی تو هیچ داشبوردی دیده نمیشن.
راهحل پیشنهادی نویسنده بهجای کارت امتیاز، یه سری پرسش برای گفتوگوئه. این گفتوگوها معمولاً با آدمهای نزدیک به کار انجام میشه (مدیر محصول، طراح، مهندس)، ولی بعضی از این سؤالها جای دیگهای هم میشینن: تو اتاق مدیرعامل، مالی یا عملیات. آدمهای تو اتاق عوض میشن، ولی سؤالها ثابت میمونن.
نویسنده این پرسشها رو حول چهار «لنز» یا محور برای سلامت تیم محصول دستهبندی میکنه که کل چرخهٔ کار محصول رو پوشش میدن. اول استفاده از داده: اینکه تصمیمها با حضور داده گرفته میشن یا با حدس و سیاست داخلی، و آیا همه به داده اعتماد دارن. دوم شناخت کاربر: اینکه تیم سیستمی برای نزدیک موندن به کاربر داره و یافتههای تحقیق واقعاً رو کار بعدی اثر میذارن یا نه.
سوم مالکیت تیمی: نویسنده میگه دیگه دورهای که محصول تصمیم بگیره چی بسازن، طراحی شکلش رو دربیاره و مهندسی فقط اجراش کنه تموم شده؛ مالکیت بالا وقتی پیداست که همه احساس کنن تو مسئله سهم دارن — مثلاً وقتی یه مهندس QA با یه ایدهٔ فیچر مخالفت میکنه چون مشکل اصلی رو حل نمیکنه. چهارم ارتباط بینبخشی: اینکه فروش، بازاریابی و پشتیبانی بدونن چی داره میاد و سرِ لانچ غافلگیر نشن؛ نویسنده تأکید میکنه جلسهٔ بیشتر این رو درست نمیکنه.
نویسنده میگه از این گفتوگوها با یه کارت امتیاز بیرون نمیای و همین هم نکتهشه؛ چیزی که گیرت میاد یه زبون دقیقتر برای چیزیه که داری حس میکنی و چندتا سیگنال که ارزش توجه دارن. توصیهش اینه که نتیجه رو به یه پلن پروژه تبدیل نکنی، دنبال اجماع اجباری نباشی و حتی اختلافنظرها رو هم مثل توافق ارزشمند بدونی، چون نشون میده سازمان از مدیر محصول چی میخواد.
نکات کلیدی:
- متریک تمیز و معادل DORA برای سنجش کیفیت کار تیم محصول وجود نداره
- سیگنالهای مهم فرهنگی و وابسته به موقعیت هستن و تو داشبورد دیده نمیشن
- بهجای کارت امتیاز، از یه سری پرسش برای گفتوگو استفاده کن
- چهار محور: استفاده از داده، شناخت کاربر، مالکیت تیمی، ارتباط بینبخشی
- هدف یه نمره نیست، یه «حس» مشترک و زبون مشترکه




