نویسنده بیست سال کد ریویو رو نشانهی یه تیم جدی میدونست و حالا نظرش عوض شده. میگه ریویو هیچوقت تأیید کامل نبود، یه نمونهگیری انسانی بود که ما اسمش رو گذاشتیم ضمانت کیفیت.
کار یه design engineer فقط ساختن کامپوننتهای چشمنواز نیست؛ نویسنده میگه بیشتر روزهاش صرف چیزهایی میشه که هیچوقت تو شبکههای اجتماعی دیده نمیشن.
سایت Creative Boom از جامعه طراحهاش پرسیده بدترین بازخورد مشتری چی بوده و از جوابها هفت الگوی تکراری درآورده، از تهدید قبل از شروع تا «اینو خودم تو کانوا درمیارم».
مت پوکاک سازنده اسکیل grill-me میگه کدبیس رو باید برای همکاری نوشت که هر روز صبح حافظهش پاک میشه، چون ایجنت هر جلسه از صفر شروع میکنه.
داریو آمودی گفته اولین شرکت یکنفرهٔ میلیارددلاری میتونه همین امسال ساخته بشه. از مثالهایی که زد سه فیلتر عملی درمیاد که بیشتر ایدههای سولو رو رد میکنه.
مگی اپلتون از GitHub Next میگه ایجنت حدود ۱۹ برابر سریعتر از سرعت خوندن ما مینویسه و ما فقط دیوار متن تحویل میگیریم؛ راهحلش رابط تصویری و تعاملیه.
مدل تکچت داره جاشو به یه ایجنت هماهنگکننده میده که خودش زیرایجنت راه میندازه؛ مهارت لازم هم از سؤال پرسیدن به واگذار کردن کار تغییر میکنه.
یکی از سرشناسترین مهندسهای نرمافزار دنیا میگه با اینکه استفاده از مدلهای زبانی رو لازم میدونه، از لحن و اعتمادبهنفس دروغینشون خوشش نمیاد.
یه توسعهدهنده دو تا ماشینحساب همعملکرد ساخت، یکی جمعوجور و یکی با ۱۲ لایه انتزاع اضافه، و ۳۹۴ بار ایجنت رو روشون اجرا کرد تا ببینه لایههای اضافه چقدر خرج برمیدارن.
خوانندهها جملههای مدل رو از یه فرسنگی تشخیص میدن. نویسندهی این پست میگه راهش اینه که متن رو خودت بنویسی و مدل رو فقط برای پیدا کردن ایراد بیاری وسط.
مایکروسافت میگه لایسنس دادن Copilot به بیش از ۲۰۰ هزار کارمند به تنهایی هیچی رو عوض نکرد؛ تغییر واقعی وقتی شروع شد که تیمها کل جریان کار رو از نو طراحی کردن.
کاربرها از مشکلی که خودشون حلش کردن شکایت نمیکنن. اون تبِ همیشهباز و اون فایل یادداشت، بیشتر از هر درخواست فیچری میگه محصول کجا کم آورده.
جیمز استنیر میگه مدیرهایی که سالها فقط اطلاعات جابهجا میکردن لازم نیست چیز تازهای یاد بگیرن؛ فقط باید مهارت فنی خوابیدهشون رو بیدار کنن.
یه پژوهش روی ۸۸۵ مدیر محصول مایکروسافت نشون میده تصمیم به سپردن کار به هوش مصنوعی به سرعت یا کیفیت ابزار ربط نداره؛ به این ربط داره که آدم خودش رو پاسخگوی اون کار بدونه یا نه.
رشد سریع و تیم سریع، شرکت رو از رقیب دور نگه نمیداره. دن هاکنمایر میگه توی دوران هوش مصنوعی باید از همون اول یه نظریه دربارهٔ دفاعپذیری داشته باشی و میگه کدوم مسیرها هنوز جواب میدن.
کم کردن حجم کار، اولین واکنش هر مدیریه که میبینه یکی از تیمش ته کشیده. نویسنده میگه این کار معمولاً جواب نمیده و به جاش یه مسیر گفتوگوی مرحلهبهمرحله پیشنهاد میده.
اوپنسورس آدمها رو میاره ولی خودش پول نمیاره. بن ویلیامز شش مدل درآمدی رو کنار هم گذاشته و میگه مرز رایگان و پولی رو باید قبل از اینکه کسی روش بنا کنه مشخص کنی.
ترزا تورس دنبال یه ایراد ساده توی درخت فرصتهای تولیدشده با AI رفت و سر از سه هفته ساخت eval و تست نسخههای مختلف پرامپت در آورد.
وقتی ایجنتها کد بیشتری تولید میکنن، صف ریویو بزرگ میشه. نویسنده میگه تمرکز روی این صف، اصل ماجرا رو پنهون میکنه.
هر اپی که تو شرکت ازش استفاده میشه، اپ سازمانی نیست. نویسنده میگه خط مرزی جای دیگهایه: جایی که کسبوکار دیگه بدون اون اپ نمیچرخه.