بخش نامرئی کار یه design engineer
خلاصهٔ کاملتر
نویسنده میگه design engineering (یعنی نقشی که بین طراحی و مهندسی فرانتاند وایستاده) هنوز خیلی مبهمتر از عنوانهایی مثل product design یا software engineering هست. به گفتهش اگه از ده نفر بپرسی دیزاین اینجینیر بودن یعنی چی، ده جواب مختلف میگیری.
به نوشته این مقاله، اگه فقط شبکههای اجتماعی رو ملاک بگیری فکر میکنی کل ماجرا ساختن کامپوننتهای انیمیشنی خوشگله، در حالی که این تصویر خیلی از واقعیت دوره. نویسنده میگه دلیلش هم روشنه: کار بصری ملموسه، راحت به اشتراک گذاشته میشه و راحت میشه بهش واکنش نشون داد. اون منکر ارزشش نیست و میگه انیمیشن خوب واقعاً حس یه تجربه رو عوض میکنه.
اون بخشی که دیده نمیشه چیزهاییه مثل دسترسپذیری (accessibility، یعنی اینکه آدمهایی با محدودیت بینایی یا حرکتی هم بتونن راحت کار کنن)، ریسپانسیو بودن و پرفورمنس. مقاله چند نمونه تعاملی هم کنار متن گذاشته: بزرگتر کردن ناحیه کلیک آیتمها، فاصله بین آیتمهای منو، احترام گذاشتن به تنظیم reduced-motion، فونت متغیر در برابر فونت ثابت، رنگ oklch به جای hsl و فرمتکردن تاریخ و ساعت و قیمت بر اساس locale به جای هاردکد کردنشون.
نویسنده میگه شرایط کاری آدمها هم فرق میکنه؛ تو یه استارتاپ اولیه ممکنه به تقریباً همه بخشهای محصول دست بزنی و تو یه شرکت بزرگ فقط روی یه حوزه باریک کار کنی، ولی اصولش یکیه. به اعتقاد اون مسئولیت یه دیزاین اینجینیر اینه که تجربه نهایی عالی باشه: یه وقتهایی یعنی ساختن یه انیمیشن قشنگ، یه وقتهایی یعنی گذروندن یه بعدازظهر کامل روی یه مشکل دسترسپذیری که فقط چند نفر متوجهش میشن، و یه وقتهایی یعنی وسواس روی اینکه لندینگپیج یه ذره سریعتر لود بشه.
نکات کلیدی:
- design engineering بین طراحی و مهندسی وایستاده و هنوز تعریف واحدی نداره
- به گفته نویسنده، بخش دیدهنشده کار شامل دسترسپذیری، ریسپانسیو بودن و پرفورمنسه
- نمونههای مقاله: ناحیه کلیک بزرگتر، پشتیبانی از reduced-motion، فونت متغیر، رنگ oklch و فرمت بر اساس locale
- تو استارتاپ دامنه کار پهنتره و تو شرکت بزرگ باریکتر، ولی اصول عوض نمیشه
- نویسنده مجلهای به اسم Interfaces درباره همین موضوع راه انداخته




