گزارش تازهٔ Zscaler میگه مهاجمهای باجافزاری قبل از حمله چارت سازمانی رو درمیآرن و سراغ کسی میرن که میتونه پرداخت رو جلو بندازه؛ معمولاً یه مدیر ۴۶ سالهٔ نسل ایکس.
یه دیزاینر ده سال پیش سر یه سؤال ساده توبیخ شد؛ بعد از مصاحبه با ۳۲ رهبر دیزاین فهمید مشکل از کنجکاویش نبود، از چهار چیزی بود که موقع پرسیدن جا انداخته بود.
جان کاتلر بیپرده میگه بیشتر فریمورکهای محبوب مدیریت محصول بیشتر ابزار آموزشن تا روش کار، و کار واقعی یه جای دیگه اتفاق میافته.
خیلیها فکر میکنن برای کار با هوش مصنوعی حتماً باید برنامهنویس باشن؛ این مقاله میگه با ابزارهای زبان طبیعی میشه یهتنه به کسبوکارها مشاوره داد، به شرطی که بهجای ابزار، نتیجه بفروشی.
یه طراح تعریف میکنه چطور بهجای ساختن تکتک فایلها با کد سیستم طراحی میسازه و حالا با ایجنتهای هوش مصنوعی، فاصلهٔ بین ایده تا دیدن نتیجه به چند تا پرامپت رسیده.
یاکوب نیلسن میگه تقریباً هر صفحهای که امروز دیدی از حدود ۱۰ قطعهٔ استاندارد ساخته شده، و ۸۶ راهنمای مبتنی بر شواهد جمع کرده تا هرکدوم رو درست به کار ببری.
توی مقالهای از تیم دیزاین مایکروسافت، یه طراح میگه حالا که ساختن ارزون شده، خود کار دیگه اعتبار نمیسازه و تنها چیزی که میمونه اینه که واقعاً حرفی برای گفتن داشته باشی.
آرون سگری، معاون طراحی Mural، میگه وقتی ایجنت رابط رو موقع اجرا میسازه دیگه یه صفحهٔ ثابت وجود نداره؛ طراح باید بهجای خود صفحه، قاعدههای تولیدش رو طراحی کنه.
مچ پای ترزا تورس شکست و سه هفته خونهنشین شد؛ همون وقفه شروع مسیری شد که آخرش دو محصول هوش مصنوعی زنده و یه شغل کاملاً متفاوت براش ساخت.
یه مدیر محصول تعریف میکنه رقیبشون تمام ردیفهای جدول مقایسه رو کپی کرد، ولی کاربرها بازم برمیگشتن؛ چون چیزی که محصول رو نگه داشته بود، تو هیچ چکباکسی نبود.
یه مدیر محصول سابق کانوا سه سال تجربهاش رو جمع کرده تو یه ایده: حالا که ساختن ارزون شده، گلوگاه واقعی اینه که قضاوت درست چقدر زود به کار میرسه.
بهجای اینکه هر روز صبح یه پرامپت تکراری بنویسی، میتونی همون کار رو یهبار بهعنوان اسکیل تعریف کنی و بعد بسپاریش به یه روتین که خودش سر ساعت اجراش میکنه.
اسکات برکون میگه مدیرعاملها فقط دیزاینرها رو نادیده نمیگیرن؛ تقریباً همه رو نادیده میگیرن. راهحلش هم شکایتکردن نیست، کنجکاوی و پرسیدن سؤالهای درسته.
استفان ولپرس از ۴۸ نفر پرسیده تو گذار به مدل عملیاتی محصول چی عوض شده؛ جوابها میگن واژهها و ساختار عوض شدن، ولی نظام تصمیمگیری تقریباً دستنخورده مونده.
سه مدیر ارشد محصول تو Midjourney، Laurel و Mutiny تیمهاشون رو عمداً کوچیک نگه داشتن و کاری کردن که هر کسی مشکل مشتری رو میفهمه، خودش هم حلش کنه.
نویسندهٔ SVPG میگه بهترین تعریفی که از نقش محصول دیده، تو مقالهای بوده که اصلاً قصد تعریف کردنش رو نداشته: نوشتهٔ بندیکت ایوانز دربارهٔ ابزارساز نبودن آدمها.
گاسِت (همون Student) نشون داد وقتی انحراف معیار رو از چند نمونه تخمین میزنی، بازهٔ اطمینانت باریکتر از واقعیته؛ یه جدول ضریب کوچیک این اشتباه رو جبران میکنه.
نیتن یائو تو یه راهنمای تعاملی نشون میده یه تغییر کوچیک تو محور نمودار چطور پیام داده رو وارونه میکنه و چطور میشه این ترفندها رو شناخت.
یه مهندس بهجای خوندن توضیحهای خشک و پرایموجیِ مدلهای زبانی، ازشون میخواد موضوع رو بهشکل یه شبیهسازی سهبعدی بسازن؛ خروجیش یه بازی کوچیک از مسیر ساخت تراشهست.
یه شکارچی باگ قدیمی که مدیر برنامههای باگبانتی هم بوده، تعریف میکنه پلتفرمی که برای هکرها ساخته شده بود چطور به یه شرکت فروشمحور با محصولات ایجنتیک تبدیل شد.