دیگه تقریباً کسی دستی کد نمینویسه، ولی کد ریویو به یه نمایش تبدیل شده و کیفیت نرمافزار افت کرده. Gergely Orosz تصویری از امروز صنعت میده.
یه طراح باتجربه ده درس از پروژههای واقعیش تعریف میکنه؛ از داشبوردی که با کم کردن بار ذهنی درست شد تا فرم ERPی که مینیمالیسم خرابش کرد.
حالا که با AI میشه یه بعدازظهر prototype ساخت، کار PM چیه؟ این مقاله جوابش رو تو سه سؤال خلاصه کرده.
یه مشاور دیزاین میگه حالا که خودش با AI نرمافزار میسازه، دیزاین براش مثل قبل مهم نیست و اولویت اصلی مفید بودن محصوله.
خیلی وقتها مهندس، مدیر محصول و بنیانگذار هرکدوم یه مشتری متفاوت تو ذهنشون دارن. یه فرضیهی یهجملهای میتونه این اختلاف رو قبل از ساختن محصول رو کنه.
یه مهندس نرمافزار پست وبلاگش رو موقع راه رفتن با سگش دیکته کرده و میگه زمان نوشتن رو سه تا چهار برابر کم کرده، بدون اینکه متنش بوی AI بده.
فایل متنی ساده نه قالببندی داره نه امکانات خاص، ولی همین سادگی باعث شده از تقریباً هر فرمت دیگهای بیشتر دووم بیاره.
Anthropic یه آکادمی راه انداخته که مهندسهای شرکتهای همکارش رو با مدل آموزشی شبیه رزیدنتی پزشکی، برای پیادهسازی هوش مصنوعی آماده میکنه.
ایتن مالیک قبول میکنه که دربارهی مدیریت ایجنتها اشتباه کرده بود؛ هزاران ایجنت خودشون یاد گرفتن چطور با هم کار کنن.
یه نقشهی ساده با چهار بخش که کمک میکنه تیم دید مشترکی از کاربر داشته باشه و بفهمه کجای تحقیقش خالیه.
خیلی از شرکتها پول اشتراک ChatGPT رو میدن ولی فقط یه تیکه کوچیکش رو استفاده میکنن. این مقاله میگه پر کردن همین فاصله میتونه یه شغل جانبی باشه.
بیشتر ما از چتبات فقط میخوایم یه مطلب رو ساده توضیح بده، ولی این خوندن منفعله. این مقاله نُه نقش دیگه پیشنهاد میده که مجبورت میکنن خودت یادآوری کنی.
جد یه برنامهنویس فرانسوی نعلبند بود و با اومدن ماشین مکانیک شد. حالا اون از این داستان برای ترس برنامهنویسها از AI درس میگیره.
یه طراح که بعد از دو دهه کار تو شرکتهای بزرگ و استارتاپها مستقل شده، پنج درسی رو که کاش از اول میدونست تعریف میکنه.
توی یه مطالعهٔ میدانی روی ۲۱ برنامهنویس SAP، کارهایی که با GenAI انجام شدن حدود یه نمره سنگینتر از بقیه حس شدن؛ برخلاف نظر خود برنامهنویسها.
DHH توی کیونوت Rails World گفت تیمش دیگه کد رو با دست نمینویسه. Gergely Orosz این ادعا رو کنار نشونههای افت کیفیت نرمافزار گذاشته.
یه طراح فرانتاند با کمک ایجنتهای AI تو چند هفته پیچیدهترین بکاند عمرش رو ساخته. حالا میپرسه وقتی ساختن اینقدر ارزون شده، پول استارتاپها باید کجا خرج بشه.
قدیمی بودن یه سیستم دلیل کافی برای عوض کردنش نیست. نویسنده یه چارچوب ساده پیشنهاد میده که بفهمی کجا تغییر واقعاً ارزش هزینه و دردسرش رو داره.
یه محصول یکسان میتونه یه کاربر رو خوشحال کنه و یکی دیگه رو فراری بده. فرقش تو انتظاریه که هر کدوم از قبل تو ذهنشون ساختن.
هر ساختار پوشه دو کار داره: کمک به پیدا کردن فایل و کمک به اینکه فایل جدید کجا بره. این مقاله میگه اشتباه تو دومی گرونتر تموم میشه.