جنی وانگر یه گردشکار خودکار ساخته که بعد از هر جلسهی کوچینگ بهش بازخورد میده — و میگه همین حلقهی بازخوردِ فوری رفتارش رو تو جلسهها عوض کرده.
دیوید بروکس تو مقالهای برای آتلانتیک میگه هوش مصنوعی نهتنها کار رو کم نکرده، بلکه فشردهترش کرده و ممکنه توانایی فکری آدمهایی که راحت بهش تکیه میکنن رو تحلیل ببره.
یه مهندس باتجربه میگه سپردن نوشتن گزارش حادثه به مدلهای زبانی، همون مرحلهای رو حذف میکنه که تازه بهت نشون میده چقدر ماجرا رو نفهمیدی.
نویسنده میگه چون مدلهای زبانی روی دیالوگ آموزش دیدن، همه بهطور پیشفرض هر قابلیت هوش مصنوعی رو تو یه چتبات میریزن؛ ولی مودالیتهٔ درست به بافت و هدف کاربر بستگی داره.
جان کاتلر میگه شعار «گلوگاه جابهجا شد» بیشتر یه اسلاید قشنگه تا واقعیت؛ و اصل ماجرا مشاورهایی هستن که وعدهٔ ۳۰ درصد کوچککردن نیروی کار رو میفروشن.
نویسنده میگه «۹۸٪ پشتیبانی مرورگر» یه میانبر تنبلانهست؛ برای انتظارهای پایه عدد کمیه و مهندسیِ واقعاً محکم یعنی هندل کردن همون درصد کوچیکِ لبه.
یه استودیوی معروف توسعهدهنده تعریف میکنه چرا نتونست تصویرگری بلاگش رو کامل به هوش مصنوعی بسپره و آخرش به یه گردشکار ترکیبی با تصویرگر انسانی رسید.
امی میچل میگه بهجای اینکه بخوای هر وابستگیِ کندِ سازمانی رو درست کنی، ورکفلوت رو جوری بازطراحی کن که اجرا حتی با وابستگیهای غیرقابلاعتماد هم متوقف نشه.
نویسنده میگه حتی بهترین دیزاینسیستم هم بهتنهایی محصول باکیفیت نمیسازه؛ چیزی که سقف کیفیت رو بالا میبره «کرافت»ه — همون توجهی که فقط از آدمها برمیاد.
تیکتاک فقط ویدیوی کوتاه نشون نمیده؛ سه سیستم بههمپیوسته پشت تجربهشه که اون رو چسبنده میکنه، و کسبوکارها هم میتونن ازش یاد بگیرن.
دیوید بسیس تو یه جستار میگه هوش مصنوعی میتونه سیستمِ ارزشگذاریِ ریاضیدانها رو که فقط قضیهها روش نون میده، فرو بریزه، بیاینکه به بخش انسانی و مفهومیِ واقعیِ ریاضی دست بزنه.
نظرسنجی سالانهٔ خبرنامهٔ لنی نشون میده کارکنان حوزهٔ فناوری دارن به دو دسته تقسیم میشن: اونایی که هوش مصنوعی تقویتشون کرده و اونایی که لرزوندهشون.
یه پروژه ۲۷۸ هزار آگهی شغلی رو اسکن کرده تا ببینه کارفرماها تو نقشهای امنیت سایبری واقعاً دنبال کدوم مدرکها هستن. نتیجه یه رتبهبندی واقعی از تقاضاست، نه حدس و گمان.
نویسنده میگه LLMها مهندسی نرمافزار رو نکشتن، فقط هزینهی پیادهسازی رو کوبیدن پایین؛ چیزی که داره فرومیریزه لایهی میانی مهندسهای عمومیه، نه کل حرفه.
ورسل شش اصلی رو منتشر کرده که از یه «دیزاین اینجینیر» انتظار داره باهاشون کار کنه؛ فهرست کوتاهیه که عمداً مرز بین طراح و برنامهنویس رو پاک میکنه.
یه تیم مهندسی با گرفتن لایسنس AI حجم تغییراتش ترکید، ولی خط تست کند بود و کل پایپلاین کمکم از پا افتاد؛ این نوشته میگه چطور با فشار برگشتی جمعش کردن.
یه موزهٔ مجازی از سیستمعاملهای تاریخی که همهشون از پیش نصب و پیکربندی شدن؛ فقط یه ورودی رو انتخاب میکنی و روی لپتاپت اجرا میشه، بدون دردسر تنظیم امولاتور.
پوشه و درختِ پوشهها میراثی از دسکتاپ دههٔ ۷۰ میلادیه، ولی دانش اینطوری چیده نمیشه. نویسنده میگه هوش مصنوعی داره نشون میده پوشه فقط جای ذخیرهست، نه معماری دانش.
یه زمانی برای کار با کامپیوتر باید میرفتی سراغش؛ حالا کامپیوترها دنبال ما راه افتادن. نویسنده یه ساله داره دیوارهای اون اتاق قدیمی رو دوباره میسازه و میگه آرومتر شده.
یه مطالعه روی دهها هزار مهندس مایکروسافت نشون میده کی سراغ ایجنتهای کدنویسی خط فرمان میره، کی میمونه، و آیا واقعاً خروجی بیشتری تولید میکنن یا نه.