کیفیت، مهمترین فیچر محصولته
خلاصهٔ کاملتر
راوی مهتا مقاله رو با داستان Digg شروع میکنه. اوت ۲۰۱۰ این سایت بزرگترین redesign تاریخش رو منتشر کرد: فیچرهای آشنا مثل صفحهی upcoming و دکمهی bury حذف شدن و سایت جدید پر از باگ بود. کاربرا شورش کردن و خود Digg رو پر از لینکهای Reddit کردن. بازدید ماهانه از ۱۸.۴ میلیون به ۱۲.۸ میلیون رسید و page view هفتاد درصد افت کرد. Reddit تو چند روز از حدود ۶۰۰ هزار به ۹۰۰ هزار بازدیدکنندهی روزانه رسید.
نویسنده میگه اینجور سقوط ناگهانی کمه و معمولاً کیفیت پایین آرومآروم محصول رو میخوره. Internet Explorer سال ۲۰۰۸ حدود ۷۰ درصد بازار رو داشت، ولی Chrome با تمرکز روی سرعت و پایداری (مثلاً جدا کردن هر تب تو یه process که کرش یه صفحه کل مرورگر رو نخوابونه) تا مه ۲۰۱۲ ازش جلو زد. Skype هم شلوغ و ناپایدار شد، در حالی که Zoom همیشه حدود ۵۰ درصد بیشتر از پیک مصرفش ظرفیت شبکه نگه میداشت و تو کرونا از ۱۰ میلیون به ۳۰۰ میلیون شرکتکنندهی روزانه رسید.
تعریف مهتا از Product Quality چهار بخش داره: تعیین سطح کیفیت (چیزی که برخلاف OKRها معمولاً جایی سر میز نداره)، ارزیابی مداوم (چون فیچر جدید میتونه تجربههای قبلی رو خراب کنه)، کیفیت فنی، کارکردی و تجاری (کدی که کار میکنه کافی نیست؛ یه checkout بیخطا هم میتونه مشتری رو فراری بده) و پوشش همهی پلتفرمها و کاربرها، از Android قدیمی تا screen reader.
به گفتهی نویسنده AI دو تا چالش جدید آورده. اول اینکه تیمها حالا فیچر رو سریعتر از اونی میسازن که بتونن بفهمن چه اثری روی بقیهی محصول داره. دوم اینکه رابط زبان طبیعی مسیرهای ورودی رو بینهایت میکنه و خروجی هم ثابت نیست. پس یه demo موفق کافی نیست و باید بازهی تجربههایی که کاربرا میگیرن رو بفهمی. کیفیت AI حتی بدون ریلیز کد هم افت میکنه، چون مدلها، دادهها و رفتار کاربر عوض میشن.
مهتا اسم این رو میذاره quietly quitting فیچر: کاربر شکایت نمیکنه، فقط جوابها رو دوباره چک میکنه، برمیگرده سراغ spreadsheet قدیمی و آخرش کلاً ولش میکنه. یعنی فیچرت میتونه مدتها بعد از اینکه مشتریها قیدش رو زدن هنوز «کار کنه». برای همین ارزیابی باید ببینه کاربرا واقعاً کارشون رو انجام میدن یا دارن دورش میزنن.
نویسنده نقش هر سطح رو هم توضیح میده: APM باید بین یه ایراد کوچیک و launch blocker فرق بذاره، PM برای فیچرهای AI از ورودیهای نمونه و eval استفاده میکنه، Senior PM یه بازهی عملکرد قابلقبول تعریف میکنه و اگه محصول زیر خط بود scope رو کم میکنه نه استاندارد رو. در سطح VP و CPO کیفیت یه استاندارد سازمانیه. جمعبندیش اینه که فرهنگ کیفیتمحور حرف رهبرا نیست؛ چیزیه که براش پول میذارن، بهش پاداش میدن و حاضر نیستن بدونش محصول رو ship کنن.
نکات کلیدی:
- بعد از redesign سال ۲۰۱۰، بازدید ماهانهی Digg از ۱۸.۴ به ۱۲.۸ میلیون و page view هفتاد درصد افت کرد
- Chrome تا مه ۲۰۱۲ از Internet Explorer جلو زد که سال ۲۰۰۸ حدود ۷۰ درصد بازار رو داشت
- Zoom حدود ۵۰ درصد ظرفیت اضافه نگه میداشت و از ۱۰ به ۳۰۰ میلیون شرکتکنندهی روزانه تو جلسهها رسید
- کیفیت سه لایه داره: فنی، کارکردی و تجاری
- کیفیت فیچرهای AI بدون هیچ ریلیزی هم میتونه افت کنه
- اگه محصول زیر سطح توافقشده بود، scope یا برنامهی launch رو عوض کن، نه استاندارد رو




