نویسنده به Fable 5 و Opus 4.8 گفت یه سایت رو برای بالا بردن نرخ تبدیل بازسازی کنن؛ هر دو یه سایت فنیِ کارراهانداز ساختن که از نظر کسبوکاری صفر بود.
وقتی ایجنتهای هوش مصنوعی کار تایپ رو به عهده میگیرن، اون چیزی که ته میکشه ساعت کاری نیست؛ تمرکز و توان تصمیمگیریه. نویسنده میگه باید مثل زمان، برای توجه هم برنامهریزی کنی.
دنیل میسلر میگه هرچی یه موضوع از حوزهٔ تخصص تو دورتر باشه، هوش مصنوعی باهوشتر به نظر میرسه — و بهترین راه سنجش واقعیش، امتحانکردنش تو حوزهایه که خودت توش خبرهای.
دیگه لازم نیست برای سپردن کار به کلود پشت لپتاپ بمونی؛ Cowork حالا روی موبایل و وب کار میکنه و کارها رو حتی وقتی آفلاینی ادامه میده.
خیلی از تیمهای محصول دهها متریک رو رصد میکنن ولی وقتی عددها تکون میخوره هیچ کاری نمیکنن؛ اَنت مورفی میگه مشکل از همینجا شروع میشه.
سباستین ورنیکه میگه برنامههای کیفیت داده همهچیزو لحظهٔ تولید داده میسنجن (کاملبودن، تازگی)، ولی هیچکدوم نمیسنجن که این داده واقعاً کدوم تصمیمو بهتر کرده.
یه استاد اقتصاد امتحان رو خانگی کرد و میانگین کلاس شد ۹۶ از ۱۰۰. وقتی امتحان پایانترم رو حضوری برگزار کرد، معلوم شد پشت این نمرهها چی بوده.
نویسنده میگه محصول میتونه از نظر فنی بینقص باشه ولی اگه یه لحظه تو کاربر شک بندازه، اعتماد فرو میریزه — و ساختن این اعتماد کاریه که به ابزار منتقل نمیشه.
یه توسعهدهنده میگه بعضی وقتا کد بدون ریویو انسانی رو مستقیم شیپ میکنه، ولی با یه معیار مشخص تصمیم میگیره کِی این کارو بکنه.
توی عصر «وایب کدینگ» خیلیها میگن دیگه یاد گرفتن برنامهنویسی فایده نداره، ولی بنیانگذار Val Town میگه هنوز هم همه باید کد یاد بگیرن؛ نه برای پول، برای خود یادگیری.
با ورود هوش مصنوعی، کار امنیت داره دو نیم میشه: کارهای اداری خودکار میشن و متخصص امنیت باید مثل مهندس، کد بزنه و PR بفرسته.
جیم گری از سال ۱۹۸۹ میگه؛ سالی که با مدرک ریاضی و کامپیوتر هیچ کار برنامهنویسی گیرش نیومد و شد نویسندهٔ فنی. تجربهش میگه اون تصمیم عقبنشینی نبود.
سازندهٔ Terraform و Vault حالا روی یه ترمینال کار میکنه. تو این گفتوگو از پروتکلهایی که آرزوشون رو داره، از فرهنگ زبانها و از رابطهٔ کاربر و نگهدارندهٔ اپنسورس میگه.
دیوید هوانگ فلسفهٔ «سبکِ بیسبک» بروس لی رو برمیداره و نشون میده چطور همون اصول جیت کان دو میتونه به طراحی نرمافزار تو دوران هوش مصنوعی کمک کنه.
یه مهندس طراح میگه ایجنتهای هوش مصنوعی ساختن هر چیزی رو راحت کردن، ولی همین راحتی میتونه کیفیت محصول رو فدای کمیت کنه.
پال باکاوس، سازندهی Impeccable، میگه ایجنتها میتونن طراحی رو بهتر کنن، ولی هیچوقت نباید جای قضاوت آدم رو بگیرن؛ او با «حالت خودکار» کاملاً مخالفه.
وقتی ساختن ارزون میشه، بخش زیادی از چیزی که کرافت مینامیدیم فقط تولید بوده؛ نویسنده میگه همون ابزارها میتونن کرافت واقعی رو نگه دارن، به شرطی که استانداردهات رو بنویسی.
نقشی که قبلاً وسط طراحی و مهندسی مینشست، حالا داره به سمت آدمی میره که خودش محصول رو از ایده تا انتشار تحویل میده.
نویسنده بعد از ۱۵ سال برنامهنویسی توضیح میده چرا agentهای کدنویسی تو دست یه نفر معجزه میکنن ولی تو سازمانهای بزرگ اونطور که فکر میکنیم بهرهوری رو بالا نمیبرن.
جف گاتلف میگه «۹۵ درصد دقت» یه خروجیه، نه نتیجهٔ کلیدی. نتیجهٔ کلیدی باید رفتار آدمی رو اندازه بگیره که اون طرف خروجی مدل نشسته.