ایتان مالیک میگه با طولانیتر شدن کارهایی که هوش مصنوعی مستقل انجام میده، شیوهٔ استفاده داره از گفتوگو با چتبات به سپردن کار به ایجنتها عوض میشه.
جان کاتلر نرمافزارو مثل یه سبد دارایی میبینه و با یه ماتریس ارزش در برابر هزینهٔ نگهداری، چهار وضعیت تعریف میکنه؛ و میپرسه AI داره کدوم حرکت این سبدو تند میکنه.
داستان ۴۵ دقیقهای که یکی از بزرگترین بازارگردانهای آمریکا رو از بین برد، و اینکه چرا مقصر دونستن یه نفر معمولاً جواب اشتباهیه.
تیم لینتر Clippy میگه ظرفیت بازبینی کم آورده و میخواد مشارکتکنندهها کمک کنن PRهای همدیگه زودتر مرج بشن.
یه طراح با پونزده سال سابقه میگه چیزی که توش استاد شده داره به بخش ارزون کار تبدیل میشه؛ جامعهٔ خلاق Creative Boom براش جواب جمع کرده.
جان مائدا میگه عصر رابطهای کاربری که خودمون میروندیم داره تموم میشه؛ توی «تجربهٔ ایجنت» کار از انجامدادن به قضاوتکردن جابهجا میشه.
JetBrains با یه پلاگین رایگان، فعالیتت تو PhpStorm و بقیهٔ IDEهاش رو به یه نشان خودکار تو لینکدین وصل میکنه؛ نشانی که سیگنال استفادهست، نه مدرک مهارت.
۸۴٪ توسعهدهندهها سراغ ابزارهای AI رفتن ولی رشد بهرهوری حدود ۱۰٪ متوقف شده؛ گزارش میگه تغییر واقعی جای دیگهای داره اتفاق میافته.
یه پژوهشگر تعریف میکنه چطور با تقسیم نقش بین مدلهای ارزون و گرون و اشتراکهایی که از قبل داشته، زمان تحقیق پیوستهش رو ده برابر کرد.
نویسنده میگه «چی»ِ یه نفر تقریباً همیشه «چطور»ِ یه نفر دیگهست؛ و بالا رفتن تو درخت تصمیم با سؤال چرا، گزینههایی رو برمیگردونه که زودتر بسته بودی.
نویسنده میگه عادت بدی بین برنامهنویسها هست: ضعف ابزارشون رو تبدیل به یه معمای بامزه میکنن و همون رو مدرک خوببودن ابزار جا میزنن.
نویسنده میگه صنعت این دو تا رو قاطی کرده: over-engineering یعنی حل کردن مسئلهٔ اشتباه، نه بیش از حد خوب ساختن. با نیازمندیهای دقیق، فقط یک راهحل باقی میمونه.
بن بالتر میگه تو دفتر، بخشی از دیده شدنت مجانی بود؛ دورکاری اون سیگنال رو صفر میکنه و کار خوبِ نامرئی عملاً با کار انجامنشده فرقی نداره.
یه مهندس که با تقریباً همهٔ انتقادها به LLMها موافقه، توضیح میده چرا بازم ماهی هزاران دلار توکن خرج میکنه و با چه الگوهایی جلوی slop رو میگیره.
همه دارن قابلیتهای هوش مصنوعی میسازن، ولی تقریباً هیچکس ازشون استفاده نمیکنه. نویسنده با پنج نمونهٔ واقعی نشون میده مشکل کجاست و چطور میشه حلش کرد.
خیلی وقتها میگن سراغ کارهایی که تو ترفیع دیده نمیشن نرو، ولی نویسنده میگه بعضی از همین کارها میتونن نفوذت رو تو سازمان بیشتر کنن.
نویسنده میگه ایجنتها همون اصطکاکی رو حذف میکنن که زبان مشترک تیمها رو میساخت؛ برج همچنان بالا میره، ولی درک مشترک از سیستم قبلاً فرو ریخته.
۸۷٪ کارمندهای دیجیتال میگن هوش مصنوعی هفتهای ۱۱ ساعت براشون وقت آزاد میکنه، ولی فقط ۱۳٪ میگن سازمانشون واقعاً بهتر شده. گزارش تازهٔ Work AI Institute دنبال همین وقت گمشدهست.
خروجی کلی و بیروح معمولاً تقصیر مدل نیست. این چارچوب ساده نشون میده جای خالی پرامپت دقیقاً کجاست و چطور پرش کنی.
شان گودکه میگه تو سیستمهای بزرگ، فهم ناقص از کدبیس یه شکست نیست؛ بهترین چیزیه که میشه داشت — و مهندس مؤثر با همون فهم ناقص تصمیم میگیره.