چرا پروژه زانادو شکست خورد؟
خلاصهٔ کاملتر
تو این یادداشت اومده که گورن دسامبر ۲۰۲۴ تو سانفرانسیسکو به مهمانی ۵۰ سالگی کتاب Computer Lib/Dream Machines تد نلسون دعوت شد، جایی که چند کامپیوتر قدیمی با پیادهسازیهای واقعی Project Xanadu (یعنی همون پروژهٔ افسانهای ابرمتن که قرار بود جای وب رو بگیره) روشن بودن. یکی از برنامهنویسهای دوران Autodesk هم اونجا بود و از شرایط کار اون سالها گفت.
به گفتهٔ نویسنده، همون خاطرهها نشون میده چرا کار جلو نمیرفت. تیم زانادو اول تو Smalltalk نمونه میساخت، بعد به C++ کراسکامپایل میکرد و کامپایل خود اون کد حدود یک هفته طول میکشید. کامپیوتر معمولی اون دوره هم شاید ۵۰ مگابایت هارد داشت، در حالی که الان فقط فایلهای Markdown سایت gwern.net حدود ۴۰ مگابایته.
لحظهٔ تعیینکننده وقتی بود که گورن دموی همیشگی زانادو، یعنی سفر پیدایش با خطهایی که به سمت راست کج میشن، رو روی صفحه دید و به نظرش کاملا ناخوانا اومد. خطها همدیگه رو قطع میکردن و روی اون صفحهٔ کوچیک هیچ حاشیهای خوندنی نبود. ولی نتیجهای که گرفت مهمتره: ایراد از رابط نبود، از خود ایده بود.
حرف اصلی نویسنده اینه که ترنسکلوژن محدودهای و کنار هم (یعنی آوردن تکهای مشخص از یه متن دیگه، درست بغل متن اصلی) راهحلی در جستوجوی مسئلهست. تقریبا هیچ متنی تو دنیا لازم نداره خط به خط شرح داده بشه؛ این کار به درد نقد ادبی و تفسیر متون مقدس میخوره که سهمش از کل وب نزدیک صفره. خود نلسون هم تو کتابهای چاپیاش، با اینکه دستش باز بود، از این چیدمان استفاده نکرد.
گورن میگه رویکرد درست «عمودی» بوده نه «افقی»: بهجای چیدن متنها کنار هم، پاپآپ و زوم معنایی، یعنی امکان باز و بسته کردن سطحهای مختلف از آیکون لینک تا عنوان و چکیده و کل متن. سایت خودش روی همین ساخته شده و هر قابلیت فقط وقتی اضافه شده که چند کاربرد واقعی براش وجود داشته. حرف پایانیاش اینه که طراح باید قبل از خرجکردن سالها وقت، ماکت بسازه و ایده رو با یه کار واقعی امتحان کنه.
نکات کلیدی:
- دوران Autodesk (حدود ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳) با چند سال کار تماموقت هم محصول قابلعرضهای نداد
- کامپایل نسخهٔ C++ که از Smalltalk کراسکامپایل میشد حدود یک هفته طول میکشید
- از ۱۷ اصل زانادو، بخش بزرگی به کپیرایت و ریزپرداخت اختصاص داره نه به خود ترنسکلوژن
- گورن این قابلیت رو تا حدود ۲۰۲۳ به سایتش اضافه نکرد، چون کاربرد واقعی براش نداشت
- یوکسی لیو زانادو رو از نظر الگوی شکست شبیه پروژهٔ Cyc داگلاس لنات میدونه




