کمتر یعنی بیشتر، حتی تو عصر ایجنتهای AI
خلاصهٔ کاملتر
جاکوب کرهل، یه مهندس طراح، تو این مقاله میگه با هوش مصنوعی خیلی راحت میشه بیشتر تولید کرد، فقط چون امکانش هست: هر ایده، هر فیچر و هر انیمیشنی که همیشه دلت میخواسته بسازی، با چندتا پرامپت در دسترسه. اون میگه این حس قدرت زیاده، ولی هرچی بیشتر از این ابزارها استفاده میکنه، بیشتر به این فکر میکنه که تمرکز روی کمیت واقعاً بهترین راه ساختنه یا نه.
به گفتهٔ نویسنده، تفاوت بین یه محصول خوب و یه محصول عالی معمولاً حاصل یه مجموعه از تصمیمها و جزئیات کوچیکه، نه یه چیز خاص. اون به مفهومی تو روانشناسی به اسم «سیالی پردازش» (processing fluency) اشاره میکنه: هرچی یه چیز راحتتر پردازش بشه، آشناتر، دلپذیرتر و باورپذیرتر به نظر میرسه؛ برای همین سادگی و وضوح اینقدر تو تجربهٔ کاربری مهمن.
نویسنده میگه هوش مصنوعی اضافهکردن چیزها رو خیلی راحتتر از حذفکردنشون کرده؛ چون حذف نیاز به قصد و فکرکردن به پیامدها داره، ولی با ایجنتها میشه چشم رو بست، یه چیزی اضافه کرد و امیدوار بود. اون به نقل از جونی آیو میگه سادگی چیزی فراتر از حذف شلوغیه؛ یعنی یه درک عمیق از اینکه چی واقعاً لازمه و چی نه.
مثال جالبی که میاره دربارهٔ انیمیشنه: این روزا انیمیتکردن هر چیزی خیلی راحتتر از انیمیتنکردنشه، ولی همیشه هم بهنفع تجربهٔ کاربری نیست. مثلاً وقتی یه منوی راستکلیک که کاربر روزی صدها بار بازش میکنه، هم موقع بازشدن و هم موقع بستهشدن انیمیشن داشته باشه، جمع زمانی که صرف تماشای همون انیمیشن میشه ممکنه به چند ساعت در سال برسه؛ و این دقیقاً همونجاست که ایجنتها هنوز قضاوت درست ندارن.
نویسنده همین ایده رو به مهندسی نرمافزار هم تعمیم میده: تو تیمش (Interfere) pull requestهایی رو تحسین میکنن که با کمترین کد ممکن، دقیقاً همون کاری رو میکنن که باید بکنن. به گفتهٔ اون، توانایی خوندن کد و تشخیص کد خوب از بد داره مهمتر از توانایی نوشتن کد میشه، در حالی که همین مهارت داره کمیابتر هم میشه؛ برای همین تیمش یه اسکیل به اسم codebase-standards و یه دستور به اسم interfere-review ساخته تا دانش تیم رو هم برای آدما و هم برای ایجنتها قابل استفاده کنه.
نویسنده چندتا اصل شخصی برای کار با ایجنتها هم مطرح میکنه: فکرکردن رو نباید به ایجنت واگذار کرد، نباید هر خروجی ایجنت رو پیشفرض درست فرض کرد، و باید بتونی حداقل کارکرد کلی هر خط کدی که ایجنت اضافه کرده رو توضیح بدی. به گفتهٔ اون، هرچی context و ابزار و قانون مشخصتری به ایجنت بدی، خروجیش هم بهتر میشه.
جمعبندی نویسنده اینه که هوش مصنوعی ساختن رو راحتتر از همیشه کرده، ولی سوال اصلی این روزا دیگه «آیا میتونی بسازیش» نیست، بلکه «آیا و چطور باید بسازیش» هست. به گفتهٔ اون، هرچی ابزارها قویتر بشن، درک، قضاوت و سلیقهٔ آدما بیشتر اهمیت پیدا میکنه؛ و شاید مهمترین مهارت تو عصر هوش مصنوعی، دونستن چیزی باشه که نباید ساخته بشه.
نکات کلیدی:
- به گفتهٔ نویسنده، هوش مصنوعی اضافهکردن چیزها رو خیلی راحتتر از حذفکردنشون کرده
- سادگی محصول از یه فهم عمیق میاد، نه فقط از حذف شلوغی
- تو مهندسی هم کد کمتر و دقیقتر داره از حجم زیاد کد ارزشمندتر میشه
- مهمترین مهارت این روزا شاید دونستن چیزیه که نباید ساخته بشه




