یه توکنایزر جدید روی CPU با سرعت چند گیگابایت بر ثانیه کار میکنه و ادعا میکنه تا هزار برابر از tokenizers هاگینگفیس جلوتره، بدون اینکه لازم باشه کدت رو عوض کنی.
انویدیا یه فریمورک متنباز منتشر کرده که هر ایجنت رو به یه کلاس پایتون تبدیل میکنه و ادعا میکنه با همون مدل، هم رکورد SWE-bench رو جابهجا کرده هم نصف توکن خرج کرده.
یه توسعهدهنده میخواست با LLM برای مسیرهای دویدن نقاط دیدنی پیدا کنه؛ آخرش مدل از نویسندگی کنار گذاشته شد و فقط برای «ذوق» موند.
یک پروژهٔ متنباز پایتونی که تحقیق آسیبپذیری رو به پایپلاین قابل تعریف تبدیل میکنه؛ با اجرای موازی، اجرای از سر گرفتنی و ارزیابی به کمک مدل زبانی.
یه ابزار متنباز به اسم code-review-graph با ساختن یه گراف از کد پروژه، به دستیارهای هوش مصنوعی کمک میکنه فقط فایلهای مرتبط رو بخونن، نه کل ریپو رو.
Dependabot از این به بعد ۷۲ ساعت صبر میکنه تا آپدیت یه پکیج تازه رو پیشنهاد بده و PyPI هم اجازه نمیده به ریلیزهای قدیمیتر از ۱۴ روز فایل جدید اضافه بشه.
یه سری تکنیک ساده برای پیمایش درخت و گراف: از یه گره شروع کن، تا جایی که میشه عمیق برو، و سر بنبست برگرد.
یه تسک تیکهوم که ظاهرش پروژهٔ تمیز FastAPI بود، داخل پوشهٔ مخفی گیت اسکریپتی داشت که با اولین کامیت اجرا میشد.
یک ابزار خط فرمان که همون لاگهایی که از قبل داری — Zeek، Pi-hole، syslog یا CloudTrail — رو تحلیل میکنه و رفتارهای مشکوک مثل بیکن و DNS غیرعادی رو بیرون میکشه.
یک ایجنت مبتنی بر Gemini که گزارش اطلاعات تهدید رو میخونه و در انتها یک قانون شناسایی معتبر و نگاشتشده به MITRE ATT&CK تحویل میده که تحلیلگر فقط بازبینیش کنه.
MCP پلیه بین مدلهای زبانی و ابزارهای واقعی، و این فریمورک بخش سختش رو برداشته: یه تابع پایتون، یه دکوراتور، و سرورت آمادهست.
یه سیستمِ حافظهٔ معنایی فرقِ بین ایجنتی که واقعاً مفیده و اونیه که هر session باید همهچیزو براش از نو توضیح بدی.
این ابزار متنباز با نگاه به الگوی زمانیِ فعالیت، منطقهٔ زمانی و کشورهای محتمل رو تخمین میزنه؛ ابزاری برای تحلیل OSINT و اطلاعات تهدید.
مهندسی معکوس باینری کاریه که سختیش کم ولی حسابی وقتگیره. Kong لایهٔ مکانیکیشو با کمک LLM و Ghidra خودکار میکنه و اسم و نوع توابع رو برمیگردونه.
الگوریتم درست بود، زبان کامپایلشده بود، موازیسازی هم بود. باز هم کد کند بود — چون پردازنده مدام سر دوراهیهای جستوجوی دودویی اشتباه حدس میزد.
ایجنتهای کدنویسی عادت دارن برای یه کار ساده پنجاه خط بنویسن. این پلاگین یه نردبان تصمیم بهشون میده تا اول سراغ کتابخانهٔ استاندارد و کد موجود برن.
اگه توی جلسههای تیم دیتا فقط سرت رو تکون میدی، این متن ترتیب درستِ یاد گرفتنه: از ETL و انبار و دریاچه تا dbt و دیتافریمهای تنبل.
ایدهٔ مغز دوم همیشه یه ایراد داشت: تگ زدن و لینک کردن دستی خستهکننده بود. این مقاله میگه چطور Claude رو داخل والت Obsidian بذاری تا خودش این کار رو مدام انجام بده.
به جای اینکه حلقهٔ ایجنت تا سقف تکرار بدوه، این کتابخونه روند خطا رو میپاد و همون لحظهای که همگرا شد جلوشو میگیره — و اگه بدتر شد عقب برمیگرده.
همه میگن SQLite برای یه سایت کوچیک کاملاً کافیه — که هست. ولی SQLite هم بالاخره دیتابیسه و مثل هر دیتابیسی چندتا درس عملی داره.