کنت بک: تعداد تسکهایی که میبندی مهم نیست
خلاصهٔ کاملتر
کنت بک مقاله رو با «راز» موفقیت یه تازهکار شروع میکنه و اصلاً هم معطلت نمیکنه: هیچکس اهمیت نمیده تو چند تا تسک تموم میکنی. اون از زاویهی دید مهندسهای باتجربه توضیح میده که یه عده آدم مثل تو رو استخدام کردن؛ بعضیهاتون (A) بازیعوضکن میشین و بقیه رو هم بهرهورتر میکنین، خیلیهاتون (B) عملکرد محکمی دارین، و بعضیهاتونم (C) سال بعد اینجا نیستین.
به گفتهی نویسنده، کار سنیورها اینه که بفهمن تو کدوم دستهای. از سرآمدها تا جای ممکن حمایت میکنن، به عملکردهای محکم اونقدری که پخته بشن کمک میکنن، و میخوان کمترین انرژی رو روی کسی که قرار نیست بمونه بذارن. اون میگه کار خودِ توئه که سیگنال بفرستی و نشون بدی جای درست ایستادی. اون همچنین میگه اون کوهی از تسک که داری، تکلیدت خیلی سریعتر تمومش میکرد؛ پس اگه فقط بهرهوری امروز مهم بود اصلاً استخدامت نمیکردن. حقوقت رو الان بهعنوان «حق اختیارِ» مهندسی میدن که قراره بشی.
برای مرز بین B و C، نویسنده یه سری هدف مهمتر از بستن تسک تو کمترین زمان میشمره: کدت کار کنه؛ به بقیه بگی داری چی کار میکنی؛ تو زمان معقول تمومش کنی (خوبه اگه تو فاصلهی سهبرابری تخمین اولیه باشه)؛ و برای بقیه دردسر بیجا نسازی. به گفتهی اون، کار اضافه برای کسی که ازش کمک خواستی اوکیه، ولی وقت گرفتن از ریویوئرها بده، خطا انداختن رو دوش آنکالها خیلی بده، و انداختن دواپس تو دردسر خیلی خیلی بدتره.
یه هشدار مهمم میده: هر تلاشی برای گول زدن سیستم و ادعای کاری که نکردی، فوراً تو رو C میکنه. اون میگه فرض کن اصلاً نمیشه این سیستم رو دور زد. همه یه مقدار سیگنال C میفرستن و این اجتنابناپذیره، ولی هیچوقت یه سیگنال C رو دوبار نفرست و کاری کن ترازِ سیگنالهات نشون بده B هستی.
برای مرز بین A و B، به گفتهی نویسنده فرق A تو تعداد تسک نیست، تو مقدار یادگیری از هر تسکه — یعنی «مشتق اول» بهرهوریت. چند نمونه از سیگنالهای A که میشمره: دلیل بیاری که اصلاً لازم نیست تسک انجام بشه؛ اون ۱۰ درصدی رو پیدا کنی که ۹۰ درصد ارزش رو میسازه؛ یه طراحی بهتر کشف کنی و کدهای دیگه رو هم ساده کنی؛ بهجای یه دیفِ بزرگ، رشتهای از دیفهای کوچیک بفرستی؛ یه ابزار داخلی بسازی که کارهای مشابه رو ساده کنه؛ و چیزی که یاد گرفتی رو جالب و مفید بنویسی.
نکتهی مشترک همهی این سیگنالها اینه که بیشتر از حداقلِ لازم برای بستن تسک وقت میبرن — ولی این مجوز نیست که بینهایت روی حاشیهها وقت بذاری؛ همیشه تو زمان معقول تسک رو ببند، فقط نه تو مطلقاً کمترین زمان ممکن.
نکات کلیدی:
- ملاک ارزیابیِ سنیورها تعداد تسک نیست؛ اینه که از هر تسک چقدر یاد میگیری.
- سنیورها تازهکارها رو تو سه دستهی A، B و C میذارن و حقوقت سرمایهگذاری روی آیندهی توئه.
- برای B بودن: کدت کار کنه، ارتباط بگیری، بهموقع تحویل بدی و برای بقیه دردسر نسازی؛ گول زدن سیستم فوراً C ت میکنه.
- سیگنالهای A همه بیشتر از حداقلِ لازم وقت میبرن، ولی باز باید تسک رو تو زمان معقول ببندی.




