فلسفهٔ بروس لی برای طراحی نرمافزار
خلاصهٔ کاملتر
دیوید هوانگ تو این مقاله از یه سفر طولانی و تماشای فیلمهای بروس لی شروع میکنه و میرسه به کتاب معروفش «تائوی جیت کان دو». جیت کان دو یعنی «راه مشتِ رهگیر» و بروس لی اون رو یه «سبکِ بیسبک» توصیف میکرد؛ فرمی که همهٔ فرمها رو در بر میگیره ولی به هیچکدوم بند نیست.
به گفتهٔ نویسنده، چیزی که این سبک رو بیسبک میکرد این بود که بروس لی عمداً از چند رشتهٔ مختلف مثل وینگ چون، بوکس، شمشیربازی و جودو الهام میگرفت، از هرکدوم چیز بهدردبخور رو برمیداشت و بقیه رو ول میکرد. اون به سبکهای خشک و قالبی میگفت «ناامیدی سازمانیافته»، چون به نظرش وفاداری به یه سبک آرومآروم جای فکرکردن رو میگیره.
نویسنده معتقده همین اصول به هر حرفهای از جمله طراحی نرمافزار هم میخوره. اصل اول «بیفرمی بهجای فرم ثابت» هست: ما ابزارهایی رو میسازیم که خودمون رو شکل میدن، ولی مهارت واقعی از تکرار زیاد میاد. به قول بروس لی، از کسی که ۱۰ هزار لگد رو یه بار زده نمیترسه، از کسی میترسه که یه لگد رو ۱۰ هزار بار تمرین کرده.
اصل دوم اینه که چیز مفید رو نگه داری و بیفایده رو دور بندازی؛ یعنی بهجای ترس از حرفهایی مثل «طراحی مرده»، بهترین بخشهای نوآوریهای جدید رو بردار و به کارت اضافه کن. اصل سوم «کوتاهترین مسیر» هست: مشتِ رهگیر خیز برنمیداره و مستقیم میره سراغ هدف؛ سرعت و تکرار برای طراحها همون مزیتیه که کوتاهترین و اقتصادیترین راه رو ممکن میکنه.
اصل چهارم «شناختن ریشهها» هست. نویسنده میگه ریشهها همون پایههایی هستن که با عوضشدن ابزار تغییر نمیکنن: فهمیدن مسئله، تسلط بر متریال و کنترل بالای تکنیک. کسی که این پایهها رو داره هر ابزار جدیدی رو سریع یاد میگیره، چون ابزار فقط یه شاخهست؛ ولی کسی که فقط شاخه داره، همون لحظهای که شاخه زیر پاش بازنویسی بشه، شکنندهست.
جمعبندی نویسنده اینه که حالا که پایههای نرمافزار دارن بازنویسی میشن، وقت خوبیه برای پذیرفتن بیفرمی. این یعنی نه دنبال هر ترندی بدویی و نه هر ابزار جدید رو یه هویت تازه بدونی، بلکه اونقدر دامنه داشته باشی که بفهمی کِی یه روش تازه مفیده و اونقدر پایه داشته باشی که بفهمی کِی نیست. چون هنوز نمیدونیم شکل نهایی هوش مصنوعی چیه، انعطاف یه مزیته. مثل آب باش، رفیق.
نکات کلیدی:
- مقاله فلسفهٔ «سبکِ بیسبک» بروس لی رو به طراحی نرمافزار تعمیم میده
- بیفرمی یعنی بهترین چیز رو از هر رویکردی بردار و به هیچ ابزاری بند نشو
- تسلط از تکرار زیادِ یه تکنیک میاد، نه حفظکردن ابزار
- کوتاهترین و اقتصادیترین مسیر رو انتخاب کن
- ریشهها (فهم مسئله و تسلط بر متریال) با عوضشدن ابزار عوض نمیشن




