پروداکت منیجر شاید حذف بشه، ولی کارش نه
خلاصهٔ کاملتر
رَوی مهتا، که قبلاً تو Meta و TripAdvisor کار کرده، با یه خاطره شروع میکنه: تو Meta پروداکت منیجرها به تعداد مهندسهایی که باهاشون کار میکردن پز میدادن. نسبت معمول یک PM به پنج مهندسه، ولی یکی ادعا میکرد بهترین PMی که دیده با ۳۰ مهندس کار میکرده. سؤال نویسنده اینه که آیا اون آدم واقعاً سه برابر بهتر بوده؟ امروز این بحث یه قدم جلوتر رفته: اصلاً به PM نیاز داریم؟
نویسنده به چند حرف معروف اشاره میکنه. Claire Vo گفته «پروداکت منیجمنت مرده»، Brian Chesky گفته Airbnb نقش کلاسیک PM رو حذف کرده، و مدیر محصول Whatnot گفته «پشیمونیم که اصلاً پروداکت منیجمنت وجود داره». به گفتهٔ نویسنده، حرف اصلی این آدمها ظریفتره. Whatnot فقط وقتی PM استخدام میکنه که نیاز مشخصی باشه، و Airbnb هم کار محصول رو حذف نکرده، فقط اونو با مارکتینگ محصول ادغام کرده.
نکتهٔ اصلی مقاله اینه که نسبت PM به مهندس، توانایی PM رو نشون نمیده؛ سازمانِ اطراف اونو نشون میده. یه PM با ۳۰ مهندس میتونه تو شرکتی باشه که بنیانگذار استراتژی روشنی داره و طراحها و مهندسها هم تو تصمیمهای محصول شریکن. یا میتونه یه تیکتنویس خسته باشه که هر چی فروش و مدیرها بخوان رو مینویسه. نسبت یکیه، ولی فرهنگ محصول کاملاً برعکس.
تو شرکتهایی که PM رو هزینهٔ اضافه میبینن، کارهای فوری مثل نوشتن تیکت و هماهنگی ریلیز میمونه، ولی کارهای مهمترِ کمفوریت گم میشن: کسی با مشتری حرف نمیزنه، کسی صاحب چشمانداز نیست و کسی فیچرها رو به نتیجهٔ کسبوکار وصل نمیکنه. نویسنده از ۱۲ مهارت توی Product Competency Toolkit خودش استفاده میکنه و میگه اینها فقط مهارت یه PM نیستن، کارهاییان که کل سازمان باید انجام بده.
نویسنده معتقده AI گلوگاه رو از «ساختن» به «قضاوت دربارهٔ اینکه چی ارزش ساختن داره» منتقل میکنه. وقتی ساختن ارزون میشه، تیمها گزینههای بیشتری تولید میکنن و انتخاب درست سختتر میشه. به قول خودش، تیمی که با سرعت ۱۰۰ مایل میره فرمون قویتری لازم داره تا تیمی که با سرعت ۱۰ میره. پیشنهادش اینه که برای هر کدوم از ۱۲ مهارت بپرسید کی مسئولشه، کی کمک میکنه و کجا اون کار گم میشه.
نکات کلیدی:
- نسبت رایج PM به مهندس حدود ۱ به ۵ هست.
- Airbnb و Whatnot نقش PM رو کم کردن، ولی کار محصول رو حذف نکردن.
- کم بودن PM هم تو بهترین و هم تو بدترین فرهنگهای محصول دیده میشه، با دلایل کاملاً متفاوت.
- با AI، گلوگاه از ساختن محصول به انتخاب اینکه چی باید منتشر بشه منتقل میشه.
- اگه «همه مسئول» یه کار باشن، در عمل هیچکس مسئولش نیست؛ مالکیت هر کار باید مشخص باشه.




