وقتی LLMها ستونهای تخصص یه مهندس رو میریزن
خلاصهٔ کاملتر
نویسنده یه مهندس نرمافزاره که امسال ده سال سابقهٔ حرفهای رو کامل میکنه. کارش رو با فرانتاند شروع کرد ولی زود به بکاند رفت و تو حوزههای مالی، حسابداری و پردازش پرداخت کلی تخصص جمع کرد: انطباق با PCI، دفترکل دو طرفه، تطبیق تراکنشها، ایدمپوتنسی انتقال بانکی و چیزای دیگه. منطقی بود که روی همین دامنه تمرکز کنه تا به عنوان یه متخصص خودش رو متمایز کنه.
اولین ستونی که ریخت، همین دانش حوزهای بود. نویسنده میگه تو شرکت جدیدش که AI رو کامل پذیرفته بود، مدیرش ازش خواست برای نوشتن داکهای طراحی بیشتر از AI استفاده کنه. اولش مطمئن بود جواب نمیده، ولی بعد دید همهٔ دانشی که سالها جمع کرده — تریدآفهای پیادهسازی، ساختاردهی ایدمپوتنسی برای جلوگیری از دابلشارژ — مدلها میتونن نقطهها رو به هم وصل کنن، یعنی همون سختترین بخشی که فقط بعد سالها تجربه تو مغز آدم شکل میگیره.
ستون دوم دیباگ و سیستمهای توزیعشده بود. نویسنده فکر میکرد این جاییه که انسانها میدرخشن. ولی به گفتهٔ خودش با اومدن Claude Code، بعد نسخههای ۴.۵ و ۴.۶ و ۴.۷ و Opus 4.8 و ابزارهایی مثل Sentry MCP و DataDog MCP، حالا باگهایی که قبلاً یکی دو روز دیباگ تماموقت میخواست، تو یه پاس حل میشن. به ادعای نویسنده الان حدود ۹۰٪ باگها — حتی ریسکاندیشنهای عجیب و مشکلات ادغام با سرویسهای ثالث — یکشات حل میشن و کمتر لازمه دخالت کنه.
نویسنده میگه با اینکه هنوز شغل داره چون یکی باید کد رو ریویو کنه و ربات رو هدایت کنه، ولی حالا فقط یه «مهندس معمولی» شده. هیچ تخصص دامنهای نداره که یه مهندس ارشد دیگه با هدایت یه LLM نتونه باهاش برابری کنه. کل تخصص مالی و پرداخت و شهود دیباگش حالا قابل پرامپت شده.
آخرین ستونی که هنوز نریخته، کیفیت کد و معماریه — چیزی که حالا داره به «taste» یا سلیقه تقلیل پیدا میکنه. نویسنده میگه ایجنتها تو منظم نگه داشتن کدبیس بد عمل میکنن: وابستگی حلقوی درست میکنن، کد تکراری مینویسن و اصول SOLID رو نادیده میگیرن. ولی مشکل اینه که صنعت داره به سمتی میره که نظم کد کمتر مهمه؛ یه کدبیس درجهٔ C یا D حالا قابل قبوله چون کد داره برای ماشینها نوشته میشه، نه برای خوندن انسان.
نویسنده دغدغهٔ اقتصادی هم داره: ما رو یاد گرفتیم که همیشه جا برای جنرالیست و متخصص هست، ولی حالا بازار داره همه رو به جنرالیست تبدیل میکنه و اگه همه جنرالیست باشن و تقاضا هم خشک بشه، قیمت یه جنرالیست میاد پایین. اون اشاره میکنه که تو شرکتش عنوان شغلی از «مهندس نرمافزار — حوزهٔ خاص» به فقط «مهندس نرمافزار» تغییر کرده و آشنایی با دامنه دیگه یه تمایز قوی نیست.
در نهایت نویسنده نمیدونه چی کار کنه. به فکر برگشتن به دانشگاه و خوندن ریاضی و یادگیری ماشین و گرفتن نقش تحقیقاتی تو یه آزمایشگاه پیشرو افتاده، ولی موانع زیادی سر راهشه. حتی به شوخی میگه شاید باید سرگرمی نجاریش رو تبدیل به شغل کنه.
نکات کلیدی:
- یه مهندس با ده سال سابقه تعریف میکنه چطور LLMها یکییکی ستونهای تخصصش رو ریختن
- ستون اول: دانش دامنهای مالی و پرداخت؛ ستون دوم: دیباگ و سیستمهای توزیعشده
- ستون سوم و آخر: کیفیت کد و معماری، که داره به «سلیقه» تقلیل پیدا میکنه
- نگرانی اقتصادی: وقتی همه جنرالیست میشن و تقاضا کم میشه، ارزش کار پایین میاد
- نویسنده هنوز شغل داره ولی دربارهٔ آیندهٔ بلندمدت بلاتکلیفه




