کارِ بقیه رو هم انجام بده
خلاصهٔ کاملتر
این یادداشت (نوشتهی Yosef Kreinin) دربارهی ارزشِ انجام دادنِ کارِ بقیهست. به گفتهی نویسنده، این کار هم بهت یاد میده که دیگران چطور کار میکنن و بهشون چی نیاز داری، و هم وقتی به کارشون احتیاج داری ولی خودشون انجامش نمیدن، به دردت میخوره.
نویسنده مثال میزنه: اگه چیزی ساختی و کسانی که براشون ساختی حوصلهی استفاده ازش رو ندارن، خودت اونو تو سیستمشون یکپارچه کن. اشاره میکنه که Intel موقعِ ساختِ اولین CPU ۳۲بیتیش، آدمهای خودش رو گذاشت تا پشتیبانی از اون CPU رو به کامپایلرِ مایکروسافت اضافه کنن — و این کار رو نه بهعنوانِ خیرات، بلکه برای بهره بردن از موفقیتِ مایکروسافت کرد.
به گفتهی نویسنده، خیلیها این کار رو منحرف یا «خیراتِ بیجا» میدونن، ولی اون معتقده نهتنها ۲۰٪ آدمها ۸۰٪ کار رو انجام میدن، بلکه کلِ این کار فقط به لطفِ اون کمتر از ۵٪ آدمهایی به هدفِ نهایی میرسه که کاری رو میکنن که قرار بوده یکی دیگه انجام بده ولی نمیده — به دلایلی که از نگاهِ سازمان کاملاً موجهن، هرچند اثرِ تجمعیِ همین دلایلِ موجه، مرگِ حتمیِ کلِ مجموعهست. مثالش اینه که وصلهی (patch) یه فیچر به یه پروژه، اغلب راحتتر از جا انداختنِ اون کار تو فرایندِ برنامهریزیِ Scaled Agile ه که برنامهش برای این فصل و فصلِ بعد از قبل قطعی شده.
نویسنده میگه معمولاً برای این کار خوب پاداش میگیری، تو مواردی که سازمان بهقدرِ کافی خرابه که بهش نیاز داشته باشه (که اکثرشون همینطورن) ولی هنوز سالمه که در نهایت قدرش رو بدونه. حتی اعتراف میکنه که چیزی که خودش ازش پشیمونه، دقیقاً وارد نشدن به حوزههایی بوده که فکر میکرده «کارِ من نیست» یا «خستهکنندهست» — و بعد تو مشکلاتِ قابلپیشگیری غرق شده.
ولی نویسنده یه هشدار هم میده: این با دو کارِ بهظاهر مشابه که در واقع موازی یا بهجای دیگران انجام میشن فرق داره، چون اونها بیشتر برای گرفتنِ نیروی بیشتر جذابن. اولی ساختنِ درونسازمانی بهجای خریدن؛ بعضی جاها زیادی میخرن و بعضی جاها زیادی میسازن، در حالی که تصمیمِ «خرید یا ساخت» واقعاً سخت و موردیه. دومی اینکه هر دپارتمان یه سرویس رو جدا برای خودش بسازه بهجای متمرکز کردنش؛ مدیرها اینو دوست دارن چون یه وابستگیِ کمتر به آدمهایی که زیرِ دستشون نیستن دارن، ولی از نظرِ نتیجهی کلی معمولاً بده.
نکات کلیدی:
- انجامِ کارِ بقیه بهت یاد میده اونها چطور کار میکنن و وقتی کاری زمین میمونه خودت راهش میندازی
- کلِ کار به لطفِ همون




