چرا «حلقهها» آیندهی کار با ایجنتان؟
خلاصهٔ کاملتر
نویسنده میگه وقتی سازندههای Claude Code و OpenClaw هر دو از یه مفهوم حرف میزنن، باید گوش داد: حلقهها (loops). ایده اینه که بهجای پرامپتدادنِ مدام به ایجنت که کد بنویسه، حلقهای بسازی که خودش به خودش پرامپت بده؛ اینجوری ایجنت میتونه کارهای طولانی رو تا آخر ببره و میتونی چند ایجنت رو همزمان جلو ببری.
به گفتهی نویسنده هر حلقه چهار جزء لازم داره: یه هدفِ مشخص (حلقهی بیهدف فقط آشغال تولید میکنه)، کانتکست بهعنوانِ سوخت که بهتره کمکم و در طولِ کار تزریق بشه نه همهش اول، ارزیابی که ایجنت خودشو باهاش چک میکنه (تست، eval، متریک، مدلبهعنوانِداور) و در آخر خودِ ایجنت که سادهترین شکلش یه حلقهی while true رو Claude Code ـه.
نمونههای خوبِ حلقه رو هم مثال میزنه: پرستارِ Pull Request که تا سبزشدنِ CI پیش میره، رفعِ باگ با تکیه بر گزارشِ خطا، شکارچیِ تستهای لغزنده، و پژوهشگرِ خودکارِ کارایی. میگه یه بار همین حلقهی آخر یه باگِ سهساله رو تو موتورِ کوئریِ خودشون پیدا کرد و کارایی رو ۱۱٪ بالا برد.
دلیلِ داغشدنِ بحث فقط چند تا توییت نیست؛ نویسنده میگه پیشرفتِ واقعیِ صنعت پشتشه: مدلها تو کارهای طولانی بهتر شدن (به گفتهی METR، مدلهای تازه نصفِ کارهای ۱۲ساعته رو تموم میکنن)، دستورهای آمادهی حلقه اضافه شدن، سابایجنتها کارِ اصلی رو از حلقه جدا میکنن و هارنسها هم پختهتر شدن.
نویسنده معتقده هدفِ بزرگترِ این ماجرا «محصولِ خودران»ه: محصولی که بدونِ دستورِ دائمیِ مهندس، خودشو بهتر میکنه. البته تأکید میکنه حلقهها قرار نیست کلِ کارِ مهندسی رو حذف کنن؛ کارهای کوچیک و تکراری (باگ، اصطکاکِ UX، بهینهسازیِ تبدیل) رو خودکار میکنن تا وقتِ آدم برای کارِ مهمتر آزاد بشه. جهت، سلیقه و همدلیِ مهندس هنوز حیاتیه.
نکات کلیدی:
- حلقه یعنی ایجنتی که خودش به خودش پرامپت میده، نه پرامپتدهیِ دستیِ تکبهتک
- چهار جزءِ لازم: هدف، کانتکست، ارزیابی و ایجنت
- ارزیابی رو ایجنت انجام میده، نه مهندس؛ توسعهی تستمحور دوباره مهم شده
- محرکِ اصلی، بهترشدنِ مدلها تو کارهای طولانی و پختهترشدنِ هارنسهاست
- هدفِ نهایی «محصولِ خودران»ه، ولی جهت و سلیقهی انسان هنوز تعیینکنندهست




