مارپیچ مرگ مهندس ارشد: وقتی سختتر کار کردن جواب نمیده
خلاصهٔ کاملتر
سونیل پای تو این پست، حرفهایی رو نوشته که به یه دوستش زده. دوستش تازه یه نقش خیلی ارشد با حقوق بالا گرفته بود، کمی imposter syndrome (یعنی حس اینکه لیاقت جایگاهت رو نداری) داشت و میپرسید چطور هفتهای ۶۰ تا ۸۰ ساعت کار کنه تا ترفیع بگیره. نویسنده اسم رایجترین شکستی که دیده رو گذاشته مارپیچ مرگ مهندس ارشد.
به گفته نویسنده، ماجرا معمولاً با شغل جدید، ترفیع یا یه پروژه بزرگ شروع میشه. مهندس فکر میکنه اگه یه کار بزرگتر و بلندپروازانهتر بکنه، پاداش میگیره، و عملاً نقش یه مهندس ارشدتر از خودش رو بازی میکنه. بعد دو سه هفته غیبش میزنه و تو standup فقط «گزارش مثبت» میده: «همهچی خوب پیش میره، بهزودی یه چیزی نشونتون میدم». ولی چیزی برای نشون دادن نداره.
تو ذهنش هم مارپیچ شروع شده: «مدتیه چیزی ship نکردم، باید سختتر کار کنم، هفته بعد کار یه ماه رو انجام میدم و کسی نمیفهمه». نتیجهش کمخوابی، افسردگی، وعدههای غذایی از دسترفته و خراب شدن رابطههای کاری و شخصیه. تو بدترین حالت هم به burnout، مرخصی یهماهه، PIP (یعنی برنامه رسمی بهبود عملکرد که معمولاً مقدمه اخراجه)، اخراج یا استعفا میرسه. نویسنده میگه این اتفاق بارها برای خودش هم افتاده.
نویسنده معتقده بعد از COVID، دورکاری و coding agentها، دیگه اون ساختار قدیمی کار کنار هم و گرفتن تسک از Jira نیست. ownership بیشتره ولی آدمها ایزولهترن. پس نباید هیچوقت کسی بگه «نمیدونم فلانی داره چی کار میکنه»، چون ممکنه وقتی بهت بگن که دیگه دیر شده. لازم نیست آزاردهنده باشی، ولی باید کارت رو مدام با بقیه به اشتراک بذاری.
راهحلش کمی برعکس انتظاره: فرض کن همه با حسن نیت کار میکنن و تو رو برای همین آدمی که الان هستی استخدام کردن، نه اونی که فکر میکنی شش ماه دیگه میشی. پس بهجای بالاتر رفتن، یه سطح پایین بیا و مدتی بهترین همتیمی باش: باگها، کارهای رو زمینمونده بقیه، کارهای تکراری و مستندسازی. هدف اینه که از ذهنیت نتیجهمحور به ذهنیت momentumمحور (یعنی تمرکز روی حفظ حرکت و روال روزانه) برسی.
به گفته نویسنده، momentum و رابطهها بهت stamina میدن و اونجاست که میفهمی پروژههای بزرگ با تلاشهای یهویی بزرگ انجام نمیشن. اونا یه ماراتن از کار آروم و مداوم روزانهان. ۳۰ روز بعد به حجم کاری که کردی نگاه میکنی و تعجب میکنی. وقتی بار رو از دوش همتیمیها و مدیرت برداری و اعتمادشون رو جلب کنی، خودشون کار بزرگتر بهت میسپرن. جمعبندی نویسنده اینه که تو اصل کار شهرتسازیه و نرمافزار از دل اون درمیاد.
نکات کلیدی:
- نشونههای مارپیچ: غیب شدن چندهفتهای، گزارشهای مثبت بدون خروجی، و تلاش برای جبران با اضافهکاری
- پیامدهای رایج: burnout، مرخصی، PIP، اخراج یا استعفا
- تو کار ریموت و ایزوله، مدام نشون دادن کارت به تیم لازمه
- راهحل پیشنهادی: موقتاً یه سطح پایینتر کار کن و روی کمک به تیم تمرکز کن
- ذهنیت momentumمحور بهجای نتیجهمحور؛ کار کوچیک ولی هر روز
- اعتماد تیم و مدیر باعث میشه خودشون پروژه بزرگتر بهت بدن




