چرا باگها رو نمیبینیم؟
خلاصهٔ کاملتر
دن لو تو این پست میگه سالها تعجب میکرد چرا خودش هفتهای صدها باگ میبینه ولی آدمهای دور و برش تقریباً هیچی نمیبینن. جوابی که بعد از حدود یه دهه بهش رسیده اینه که بقیه هم دقیقاً به همون باگها میخورن، فقط متوجه نمیشن. به گفتهٔ خودش چند بار این کوری نسبت به باگ رو تو دوستهاش درمان کرده، فقط با نشون دادن ایرادها؛ بعد از چند هفته خودشون شروع میکنن به دیدن.
جالبترین مثالش برمیگرده به بچگیاش و دوران ماوسهای گلولهای. دوستش نتونست با کامپیوترش کار کنه چون نشانگر ماوس تقریباً تصادفی حرکت میکرد، ولی خود دن هیچ مشکلی نداشت. وقتی به دستش نگاه کرد، دید داره دستش رو با شدت اینور و اونور پرت میکنه تا نشانگر صاف بره. کثیفی روی گلولهٔ ماوس کمکم جمع شده بود و اون هم بدون اینکه بفهمه، حرکتهای نامنظم جبرانی یاد گرفته بود.
نمونههای بزرگترش هم همین شکلن. نویسنده تعریف میکنه نتایج جستوجوی گوگل، بینگ و کاگی رو بررسی کرده و پر از اسپم سئو و حتی چند سایت کلاهبرداری بوده، ولی طرفدارهای کاگی نتایجی رو براش فرستادن که به نظر خودشون خوب بود و عملاً هیچ لینک مفیدی نداشت. یا اون کارمند بلکبورد که فکر میکرد نرمافزارشون محبوبه، در حالی که بدنامی اون محصول حتی تو ویکیپدیا هم ثبت شده.
یه مثال تندتر هم میزنه: کارمندهای دیسکورس معتقد بودن پرفورمنس محصولشون عالیه، در حالی که به گفتهٔ نویسنده کد دیسکورس عمداً لود واقعی صفحه رو کند میکرد تا معیارهایی مثل LCP (یعنی زمان نمایش بزرگترین المان صفحه، یکی از سنجههای اصلی گوگل) بهتر به نظر برسه. اون این کارو فراتر از بهینهسازی برای بنچمارک میدونه و اسمش رو تقلب میذاره، چون نهتنها سودی برای کاربر نداشت، به ضررش هم بود.
راهحل رایج یعنی دوگفودینگ (اینکه تیم خودش از محصول خودش استفاده کنه) به نظر نویسنده از هیچی بهتره، ولی فقط تا وقتی جواب میده که آدمها عادتهای دور زدن ایرادها رو یاد نگرفته باشن، و برنامهنویسها دقیقاً تو همین کار خوبن. جمعبندیاش اینه که ساده کردن یه اپ یعنی غیرضروری کردن همین عادتها، و همین کوری کیفیت باعث میشه تیمها با اطمینان محصولی رو منتشر کنن که شانس موفقیتش کمه.
نکات کلیدی:
- نویسنده تخمین میزنه هفتهای صدها تا هزاران باگ میبینه، در حالی که اطرافیانش تقریباً هیچی نمیبینن
- معیارش برای باگ شدید اینه که کاربر عادی اصلاً نتونه از محصول استفاده کنه، نه اینکه فقط تجربهٔ بدی داشته باشه
- به گفتهٔ نویسنده دیسکورس کدی داشت که لود صفحه رو کند میکرد تا سنجهٔ LCP بهتر به نظر برسه
- بخش بزرگی از سواد نرمافزاری در واقع کتابخونهای از عادتهای ناخودآگاه برای دور زدن باگه
- درمان کوری کیفیت فقط روی آدم پذیرا جواب میده و روشش صرفاً نشون دادن ایرادهاست




