یادداشتهایی دربارهی کیفیت نرمافزار
خلاصهٔ کاملتر
آنتونی هابدی توی یه یادداشت بلند، طرز فکرش دربارهی کیفیت نرمافزار رو جمع کرده. بهترین تعریفی که برای کیفیت پیدا کرده اینه: «نبودِ مشکل». کاربردیترین راه سنجش کیفیت هم اینه که با آدمهای زیاد و مختلف تستش کنی و کارشناسهای زیادی نگاهش کنن؛ اگه تست کامل و ۱۰۰ کارشناس نتونن مشکلی پیدا کنن، اون چیز احتمالاً بینقصه.
او کیفیت رو یه طیف میبینه تا حد «کمال». کمال غیرممکنه؛ حتی بهترین نرمافزارهای صنعت هم مشکلهای قابلتوجه دارن، اما هرچی بهش نزدیکتر بشی بهتره. این همون اثر «بازده نزولی» (diminishing returns) است: هرچی به کمال نزدیکتر میشی، سختتر میشه.
نکتهی مرکزی یادداشت اینه که کیفیت به سازمان وابستهست. رهبری و فرهنگ، هر دو کیفیت رو هم تعریف و هم ممکن میکنن، حتی اگه خودشون فکر نکنن دارن این کار رو میکنن. کیفیت حاصل ترکیب توانایی و اشتهاست: آیا سازمان آدمهایی داره که میتونن کیفیت بالا تولید کنن (توانایی)؟ و آیا سازمان اجازه میده به کیفیت برسن (اشتها)؟ به گفتهی او تقریباً هر بار که دیده یه سازمان نرمافزار باکیفیت ساخته، به این خاطر بوده که رهبرها خواستنش؛ اگه رهبرها کیفیت نخوان، خیلی سختتر میشه.
اما او یادآوری میکنه که هرچی هم روش کار کنی، یه مقدار کیفیت هست که خودت شخصاً میتونی بهش برسی؛ حتی توی سفتترین رابطهای کنترلشده با design system، باز هم انتخابهای باکیفیتتر و کمکیفیتتری وجود داره. او هشدار میده که معیارهای عینی (مثل تعداد باگ گزارششده) نباید سازمان رو نسبت به معیارهای ذهنی (مثل اینکه یه کارشناس فکر کنه این باکیفیته) کور کنن.
نکات کلیدی:
- کیفیت یعنی «نبودِ مشکل» و با تست گسترده و نگاه کارشناسها سنجیده میشه
- کیفیت یه طیفه تا حد کمال، با اثر بازده نزولی
- کیفیت حاصل ترکیب توانایی و اشتهای سازمانه و بیشتر از همه به خواستِ رهبری بستگی داره
- معیارهای عینی نباید جای قضاوت کیفیِ کارشناس رو بگیرن




