گوگل ریدر؛ شبکهٔ اجتماعیِ اتفاقی که کشتنش
خلاصهٔ کاملتر
نویسنده میگه چیزی که تو خیلی از یادبودهای گوگل ریدر گم میشه اینه که این محصول از روز اول رو زمان قرضی زندگی میکرد. گوگل ریدر اولش فقط یه ابزار داخلی برای پیشنمایش فید بود تا تیم بلاگر مطمئن بشه پارسر فید Atomشون درست کار میکنه. همین ابزار کوچیک بهطرز عجیبی برای دنبال کردن تیتر سایتهای محبوب مفید از آب دراومد و تو فضای آزادِ روزهای اول گوگل — که هر کسی میتونست رو «پروژهٔ ۲۰ درصد» کار کنه — کمکم به یه اپ فیدخوان تبدیل شد.
اسم اولیه Fusion بود که قبلاً برداشته شده بود، و بعد از چند اسم دیگه به سادگیِ Reader رسیدن و بیسروصدا تو Google Labs منتشرش کردن. به گفتهٔ مقاله همون روز اول بهشکل تماشایی کرش کرد چون سایت جواب ترافیک رو نمیداد و طی دو هفته صدها هزار نفر بهش پیوستن. ولی پشت اسم سادهی «ریدر»، یه جاهطلبی بزرگتر بود: تبدیل اینترنت به یهجور تلویزیونِ بیپایان و شخصیسازیشده.
به گفتهٔ نویسنده سؤال کاربرها کمکم از «چطور و چی بلاگ کنم؟» به «کجا محتوای خوب رو پیدا کنم؟» تغییر کرده بود. فید رو میشد هر جور خواستی پارس کرد: یه روزنامهٔ شخصی از تیتر سایتهای محبوب، یه اسلایدشو، یا فهرست مهمترین چیزهای امروز. اول قرار بود فیدخوان رو بیرون بدن و بعد مسئلهٔ کشف محتوا رو حل کنن.
ولی معلوم شد گوگل ریدر از اول همون شبکهٔ اجتماعیای بود که مردم میخواستن. خودِ فیدخوان حتی برای زمان خودش هم ساده بود، اما چیزی که متمایزش میکرد این بود که میتونستی بقیه رو دنبال کنی و ببینی چی میخونن، و هر لینکی رو بدون نیاز به تیتر یا توضیح، فقط بهعنوان چند تا از چیزهای موردعلاقهت، با دنبالکنندههات به اشتراک بذاری. کیوریتورها رهبر جامعه شدن — به تعبیر یکی از کاربرها، «یه شبکهٔ اجتماعی برای آدمهایی که نمیخوان دربارهٔ خودشون حرف بزنن».
نویسنده میگه چند چیز ریدر رو محبوب کرد: یه API رایگان که بیشتر اپهای اولیهٔ RSS روی موبایل ازش برای گرفتن فید استفاده میکردن، آرشیو تقریباً نامحدود، و سرعت بالا. اما فیسبوک حواس گوگل رو پرت کرده بود؛ شرکت منابع زیادی رو صرف شبکهٔ ناموفق Google+ کرد و با این استدلال که «باید تمرکز کنیم»، تو مارس ۲۰۱۳ تیغ رو گذاشت رو گلوی ریدر. سه میلیون نفر تو دو هفته به Feedly رفتن و ۶۰ هزار نفر به NewsBlur.
جمعبندی نویسنده اینه که چون محتوای فیدها رو خودِ بلاگها و سایتها نگه میداشتن و RSS قابلحمل بود، عملاً هیچ دادهای از دست نرفت؛ تنها چیزی که واقعاً ناپدید شد همون لایهٔ کیوریشن و شبکهٔ اجتماعیِ اتفاقی بود. درس ماندگارش هم اینه که فقط پروتکلهای باز — RSS و ایمیل — یه اتصال مستقیم و بدون الگوریتم به نویسندههای موردعلاقهت میدن؛ چیزی که حالا با لینکبلاگها و خبرنامهها داره دوباره ساخته میشه.
نکات کلیدی:
- گوگل ریدر از یه ابزار داخلی تست پارسر فید بلاگر شروع شد و تصادفی محبوب شد
- چیزی که واقعاً متمایزش میکرد فیدخوان نبود، بلکه اشتراک لینک بدون الگوریتم و کیوریشن بود
- گوگل تو ۲۰۱۳ بهخاطر تمرکز روی Google+ و هزینهها تعطیلش کرد
- چون RSS قابلحمله، فیدها به Feedly و NewsBlur منتقل شدن و دادهای گم نشد
- درس ماندگار: پروتکلهای باز مثل RSS و ایمیل اتصال مستقیم و بیواسطه میدن




