آمارهای جالب Cursor از دو سال کدنویسی با هوش مصنوعی
خلاصهٔ کاملتر
به گفتهٔ نویسنده (Gergely Orosz تو خبرنامهٔ The Pulse)، شرکت Cursor یه گزارش تازه بر پایهٔ دو سال دادهٔ تجمیعی استفاده منتشر کرده که چند یافتهٔ جالب داره. اولین نکته اینه که کاربرهای حرفهای خیلی بیشتر از بقیه کد تولید میکنن: توسعهدهندهٔ میانه (صدک ۵۰) هفتهای حدود ۷۰۰ خط کد با Cursor میزنه، ولی این عدد برای صدک ۹۰ به حدود ۹ هزار خط میرسه.
دادهٔ صدک ۹۹ حتی عجیبتره: یک درصد بالای کاربرها هفتهای حدود ۳۰ تا ۴۰ هزار خط کد تولید میکنن، یعنی چیزی معادل کاری که حدود ۴۵ توسعهدهندهٔ میانه تو همون مدت انجام میدن. نویسنده میپرسه که این افراد واقعاً چی فرق دارن؛ مثلاً کد greenfield بیشتری مینویسن، از کتابخونهها کمتر استفاده میکنن، یا فقط دنبال بالا رفتن تو لیدربوردن؟ و مهمتر: آیا به همون نسبت باگ و ارزش تولید میکنن؟
یه یافتهٔ غافلگیرکننده اینه که ۹۰ درصد مصرف توکن Cursor مربوط به توکنهای ورودیه، یعنی خوندن کد موجود و مستندات؛ تولید کد فقط بخش کوچیکیه. نویسنده این رو به نسبت کلاسیک «۱۰ به ۱» خوندن به نوشتن ربط میده که Uncle Bob تو کتاب Clean Code گفته بود، و جالب میدونه که همین نسبت حالا تو مصرف توکن agentها هم دیده میشه.
توکن ورودی خیلی ارزونتر از خروجیه (مثلاً Opus 4.7 برای خروجی ۵ برابر ورودی هزینه میگیره)، ولی چون حجم ورودی اینقدر بالاست، حدود ۷۰ درصد هزینهٔ agentهای کدنویسی از توکن ورودی درمیاد. Cursor با کشکردن هوشمند کانتکست جلوی دوبارهسازی توکنها رو میگیره؛ با درنظرگرفتن کش، فقط ۰٫۶ درصد توکنها صرف خروجی میشه و بقیه بین خوندن کش (۹۰٪)، نوشتن کش (۲٫۵٪) و ورودی (۷٪) تقسیم میشه. نویسنده میگه احتمالاً بازاستفاده و کشکردن کانتکست به یه مؤلفهٔ کلیدیِ کارایی هوش مصنوعی تبدیل میشه.
در مورد هزینهٔ مدلها، Opus 4.7 هنوز تواناترین مدل کدنویسی به حساب میاد ولی گرونترینم هست؛ دادههای خود Cursor نشون میده نزدیک ۱۰ برابر مدل Composer 2.5 خودشون هزینه داره. البته نویسنده یادآوری میکنه این مقایسه هزینهٔ یه درخواست agent رو میسنجه، نه توکنبهتوکن، و Cursor هم انگیزه داره مدل خودش ارزونتر بهنظر بیاد.
ولی یه معیار واقعبینانهتر «هزینه بهازای هر خط پذیرفتهشده»ست. با این معیار مدلهای گرون ولی باکیفیت جریمه نمیشن؛ Opus 4.7 همون هزینهٔ هر خط پذیرفتهشدهٔ GPT 5.5 رو داره، اونم با نصف هزینهٔ هر درخواست. نکتهٔ عجیب اینه که مدلهای Gemini گوگل تو گزارش نیستن؛ Cursor به نویسنده گفته دلیلش استفادهٔ خیلی کم ازشون رو پلتفرمه.
نویسنده جالبترین بخش رو برای آخر گذاشته: فقط تو یه ماه، نسبت توسعهدهندههایی که اجازه میدن agent بدون بازبینی دستی کامیت بزنه از حدود ۱۰ درصد به حدود ۴۰ درصد رسیده. این جهش با انتشار Opus 4.7 و GPT-5.5 همزمان بوده؛ همون موقعی که خیلیها بعد از دیدن توانایی این نسل مدلها به این نتیجه رسیدن که نوشتن دستیِ کد داره تموم میشه.
نکات کلیدی:
- کاربر میانه هفتهای ۷۰۰ خط، صدک ۹۰ حدود ۹۰۰۰ خط، و یک درصد بالا ۳۰ تا ۴۰ هزار خط کد تولید میکنن
- ۹۰ درصد مصرف توکن مربوط به ورودی (خوندن کد) هست، نه خروجی
- توکن ورودی حدود ۷۰ درصد هزینهٔ agentهای کدنویسی رو میسازه؛ با کش، خروجی فقط ۰٫۶ درصد توکنهاست
- Opus 4.7 گرونترین مدله ولی هزینهٔ هر خط پذیرفتهشدهش با GPT 5.5 برابره
- نسبت توسعهدهندههایی که بدون بازبینی دستی به agent اجازهٔ کامیت میدن تو یه ماه از ۱۰٪ به ۴۰٪ رسیده




