اپیک و یوزر استوری رو بذار کنار
خلاصهٔ کاملتر
انت مورفی تو تازهترین شمارهٔ خبرنامهاش میگه اگه بهازای هر باری که شنیده تیمی سر «این اپیکه یا یوزر استوری یا اینیشیتیو؟» بحث میکنه یه دلار میگرفت، الان یه صد دلاری جمع کرده بود. به گفتهٔ او این جور بحثها وقت و پول واقعی میسوزونن. تأکید میکنه ضد اجایل نیست و این قالبها جاهایی واقعاً مفیدن، ولی بیشتر وقتها بیشتر از اونکه کمک کنن دردسر میسازن.
استدلال اصلیش رو از کتاب Turn the Ship Around نوشتهٔ دیوید مارکه میگیره: توانمندسازی سه تا شرط داره، شایستگی (دانش و مهارت لازم برای تصمیم درست)، کنترل (اختیار تصمیمگیری دربارهٔ نحوهٔ انجام کار) و شفافیت (درک عمیق از هدف و قصد استراتژیک سازمان). نویسنده معتقده واژههای قراردادی مثل اپیک و یوزر استوری دقیقاً شفافیت رو کم میکنن، و برای همینه که تیمها اینقدر راحت تو بحثهای بیپایان سر تعریفها گیر میکنن.
بهجای این دعوا، پیشنهادش اینه انرژی بره سر سه تا سؤال: میخوایم به چی برسیم؟ چه مسئلهای و برای کی حل میکنیم؟ و کوچیکترین قدمی که ما رو به اون نتیجه نزدیک میکنه چیه؟ میگه تو کار با تیمها معمولاً اونها رو از اپیک و یوزر استوری به سمت وانپیجر، فرصت و فرضیه میبره؛ یعنی زنجیرهٔ اینیشیتیو ← اپیک ← یوزر استوری جاش رو میده به نتیجه ← فرصت ← آزمایش.
فرق این دوتا فقط اسم نیست. یوزر استوری با قالب «بهعنوان [نوع کاربر] میخوام [هدف] تا [دلیل]» یه خروجی رو توصیف میکنه، ولی جملهٔ فرضیه با «باور داریم که [این کار] برای [این کاربر] [این نتیجه] رو میسازه و وقتی میفهمیم موفق شدیم که [این تأثیر قابلاندازهگیری] رو ببینیم» همون چیز رو میگه بهعلاوهٔ عدمقطعیت و یه معیار اندازهگیری. به گفتهٔ نویسنده، رفتن از «میخوام» به «باور داریم» یعنی رفتن از خروجی به آزمایش.
خودش قبول داره که بخشی از این حرفها سر لفظ و سمانتیکه، ولی میگه همین لفظها مهماند. برای اثباتش به مقالهٔ جان شوک دربارهٔ NUMMI (سرمایهگذاری مشترک تویوتا و جیام) تو MIT Sloan Management Review ارجاع میده: برخلاف تصور رایج، فرهنگ با عوض کردن طرز فکر آدمها عوض نمیشه، بلکه اول رفتار عوض میشه و فرهنگ دنبالش میاد. نتیجهای که نویسنده میگیره اینه که اگه میخوای نتیجهمحور باشی، باید اول جوری رفتار کنی؛ یعنی از نتیجه، فرصت، آزمایش و فرض حرف بزنی.
نکات کلیدی:
- بحث سر اینکه یه کار اپیکه یا یوزر استوری، وقت و انرژی تیم رو میسوزونه
- ریشهٔ مشکل کم شدن شفافیته؛ یکی از سه شرط توانمندسازی تو کتاب Turn the Ship Around
- جایگزین پیشنهادی: نتیجه ← فرصت ← آزمایش بهجای اینیشیتیو ← اپیک ← یوزر استوری
- فرضیه برخلاف یوزر استوری، عدمقطعیت و معیار موفقیت رو هم توش داره
- طبق تجربهٔ NUMMI، فرهنگ با تغییر رفتار عوض میشه نه با تغییر طرز فکر
- اگه روش فعلی تیم جواب میده، نویسنده میگه دست بهش نزنین




