کار کردن یه چیزه، خوب بودن یه چیز دیگه
خلاصهٔ کاملتر
جیم نیلسن تو وبلاگش مینویسه بعضی روزها دلش میخواد «طراح» باشه و بعضی روزها «توسعهدهنده» — و معمولاً وقتی سمت توسعهدهنده میره که کار کردنِ یه چیز، هم راحتتر و هم چشمگیرتر از خوب بودنش به نظر میرسه.
به گفتهٔ اون واکنش آدمها به چیزی که «کار میکنه» تحسینه: قبلاً نبود، حالا هست، آفرین. ولی رسیدن به یه راهحل خوب — راهحلی که انقدر درسته که بدیهی به نظر میرسه — معمولاً با یه بیتفاوتی روبهرو میشه: «خوبه… ولی خب معلومه.» کار طراحی دقیقاً همینه، و چون نتیجهش در نگاه بعدی بدیهیه، کمتر دیده میشه.
مثالی که میزنه ریسپانسیو کردن یه سایته. چند تا مدیا کوئری تو CSS کافیه تا همه بگن «چه خوب، رو موبایل درست نشون میده»، چون کسی به جزئیات نگاه نمیکنه، فقط به اینکه اصلاً کار میکنه. ولی فاصلهٔ «رو موبایل کار میکنه» تا «رو موبایل تجربهٔ خوبیه» کلی کار داره: سریعه؟ دسترسپذیره؟ شهودیه؟ رو دستگاههای مختلف جواب میده؟ میشه سریع روش ایتریت کرد؟
تفاوت اصلی از نظر نویسنده اینه که «کار میکنه؟» یه سؤال باینریه و توافق سر تحسینش سادهست، ولی «خوبه؟» سؤالیه ذهنی که جوابش سر تقاطع دانش چندرشتهای و ذوق پیدا میشه — برای همین توافق سر اینکه کِی باید این کار پاداش بگیره تقریباً غیرممکنه. جملهای که باهاش تموم میکنه: «کارش بنداز» ۹۰ درصد اول کاره، «خوبش کن» ۹۰ درصد دوم.
نکات کلیدی:
- «کار میکنه؟» باینریه، «خوبه؟» ذهنی و چندرشتهای
- کار طراحی اینه که راهحل انقدر خوب باشه که بدیهی به نظر برسه
- بدیهی بودن نتیجه، باعث میشه زحمتش دیده نشه
- ریسپانسیو شدن با چند مدیا کوئری فقط شروع کاره




