چرا مدلهای زبانی هنوز رابط کاربری خوب نمیسازن
خلاصهٔ کاملتر
رندی آو که سالهاست تو تحلیل محصول و اندازهگیری UX کار میکنه، تو این مقاله میگه LLMها تو تولید کد کارهای عجیبی انجام میدن، ولی تو ساختن رابط کاربری برای آدمها واقعاً ضعیفن. به گفتهی خودش، تو ابزارهای کوچیکی که با کمک LLM ساخته، رسیدن به عملکرد درست سخت نبوده، ولی رابط کاربری حدود سه برابر وقت گرفته و آخرش هم استفاده ازش دردسر داشته.
مشکلاتی که میشمره اینان: دیوار متن با اصطلاحات نامفهوم، ترتیب مبهم مراحل، و جای غیرمنتظرهی دکمهها. مدلها گاهی frontend رو به backend اشتباه وصل میکنن و باید خودت دستی تستش کنی، چون رابط گرافیکی رو مثل کد خط فرمان راحت نمیشه خودکار تست کرد. حتی ابزارهای CLI هم پر از flagهای طولانی و مراحل گیجکننده میشن. نویسنده میگه اگه از قبل طراحی و wireframe دقیق نداشته باشی، مدل تقریباً همیشه «انتخاب غلط» رو میکنه.
استدلال اصلیش اینه که coding agentها یه جور optimizer عجیبن، یعنی اونقدر خطا میکنن تا به جوابی برسن که تست رو پاس کنه. ولی usability یه معیار روشن و قطعی نداره. یه رابط بد با صدها جابهجایی هنوز بد میمونه، ولی گاهی چند تا تغییر با هم یهدفعه همهچی رو قابل فهم میکنن، و هر تغییر به تنهایی بهبود خاصی نشون نمیده. حتی معیارهایی مثل «زمان انجام کار» هم همیشه «بیشتر یعنی بهتر» یا «کمتر یعنی بهتر» نیستن.
نکتهی جالبی که نویسنده میگه اینه که اگه به یه agent بگی با Playwright یه کار رو تو یه صفحهی وب انجام بده، معمولاً از آدمها بهتر عمل میکنه. چون همهی متن رو میخونه و کل صفحه رو یهجا میبینه، در حالی که آدمها حوصلهی خوندن ندارن و دید و حافظهشون محدوده. پس رابطی که برای آدم بیمعنیه، برای agent کاملاً قابل استفادهست و اصلاً نمیفهمه مشکلی هست. به گفتهی نویسنده، ساختن یه کاربر شبیهسازیشدهی واقعگرا هنوز یه مسئلهی باز تو حوزهی HCI هست.
دربارهی کپی کردن طراحیهای خوب هم بدبینه. مثال میزنه از فروشگاههای کوچیکی که صفحههاشون مو به مو از Amazon کپی شده ولی چون اون کاتالوگ عظیم رو ندارن، منوها و دستهبندیها بیمعنی شدن. نویسنده معتقده طراحی خوب تو خلأ وجود نداره و به موقعیت بستگی داره. به نظرش رابطهایی که با آموزش روی نمونههای خوب ساخته بشن، مثل تصاویر مدلهای diffusion یه «بوی AI» مشخص پیدا میکنن.
نکات کلیدی:
- به گفتهی نویسنده، ساختن رابط کاربری با LLM حدود سه برابر خود عملکرد وقت میگیره.
- coding agentها با معیار قبول/رد روشن مثل کامپایل و تست خوب کار میکنن، ولی usability همچین معیاری نداره.
- agentها تو استفاده از رابط وب از آدمها بهترن، چون همهی متن رو میخونن و کل صفحه رو یهجا میبینن.
- ساختن کاربر شبیهسازیشدهی واقعگرا هنوز یه مسئلهی باز تو HCI هست.
- کپی کردن طراحی سایتهایی مثل Amazon بدون اون موقعیت، رابط رو بدتر میکنه.




