تکنیک «گوینده خیالی» برای نوشتن متنهای UX
خلاصهٔ کاملتر
تو این مقاله از وبلاگ LogRocket، نویسنده میگه brand archetype (یعنی یه تیپ شخصیتی آماده برای برند، مثل Caregiver یا Explorer) کمک میکنه همه بخشهای برند یه شخصیت داشته باشن. مشکل اینه که archetype یه دستهست، نه یه آدم، و دستهها حرف نمیزنن. وقتی باید متن صفحه پرداخت رو بنویسی، معلوم نیست یه Caregiver دقیقاً چی میگه.
به گفته نویسنده، Caregiver چند وجه داره: یه نویسنده روی دلداری تمرکز میکنه و یکی دیگه روی راهنمایی عملی. برای پر کردن این فاصله، از تکنیکی استفاده میکنه که Vitaly Friedman پیشنهاد داده: قبل از نوشتن، یه آدم واقعی رو تصور کن که داره با کاربر حرف میزنه. سؤال از «این شبیه Caregiver هست؟» عوض میشه به «این آدم چطوری میگفتش؟».
برای ساختن این گوینده، پنج چیز رو مشخص میکنی: صدا، لحن تو موقعیتهای مختلف، میزان رسمی بودن، شخصیت و ارزشها. میتونی از یه آدم واقعی که میشناسی هم الهام بگیری. نکته مهم اینه که این تمرین برای تیز کردن صداییه که از قبل انتخاب کردی، نه ساختن صدا از صفر.
مثال مقاله یه اپ برنامهریزی غذا به اسم MealPlanه با گویندهای به اسم سارا، پرستاری که بیمارای نگران رو آروم میکنه. تو سه سناریو، یعنی خوشآمدگویی، پرسیدن اطلاعات شخصی و رد شدن کارت، صدای سارا ثابت میمونه ولی لحنش با حال کاربر عوض میشه. مثلاً وقتی پرداخت رد میشه، اول توضیح میده چی شده و بعد دو گزینه میده: «دوباره امتحان کن» یا «روش پرداخت رو عوض کن».
نویسنده میگه این روش تو تیم هم جواب میده: با یه ورکشاپ و برگههای یادداشت، همه روی یه گوینده مشترک توافق میکنن. همین توصیف رو میشه تو prompt ابزارهای AI یا یه custom GPT کنار راهنمای سبک محتوا گذاشت تا خروجیها انسانیتر و هماهنگتر با برند بشن.
نکات کلیدی:
- archetype میگه برند کیه، ولی جواب «الان چی بگیم» رو نمیده.
- تکنیک گوینده خیالی از Vitaly Friedman گرفته شده.
- گوینده با پنج ویژگی تعریف میشه: صدا، لحن، میزان رسمی بودن، شخصیت و ارزشها.
- صدای گوینده ثابته، ولی لحنش با حال کاربر تو هر موقعیت عوض میشه.
- توصیف گوینده رو میشه تو prompt یا custom GPT برای نوشتن متن با AI استفاده کرد.




