فرمول محصول موفق: «عالیه ولی دردسر داره»
خلاصهٔ کاملتر
راب انالز تو این پست LessWrong یه قانون ساده برای ساختن محصول پیشنهاد میکنه: کاری رو پیدا کن که مردم همین الان انجام میدن و کمدردسرترش کن. به گفتهی نویسنده، آدمها تو شناختن خواستهی خودشون خیلی بدن. اگه ازشون بپرسی، معمولاً چیزی رو میگن که یه آدم «خوب» باید بخواد، مثل سالمتر غذا خوردن یا فهمیدن آدمهایی با نظر سیاسی متفاوت.
نویسنده میگه سیلیکونولی پر از محصولهاییه که دقیقاً همین مشکلات «اعلامشده» رو حل کردن. موقع دمو استقبال گرم دیدن، ولی بعد از لانچ تقریباً کسی سراغشون نرفت. به نظرش بهترین نشونهی اینکه کسی از محصولت استفاده میکنه اینه که همین الان اون کارو انجام میده، ازش سود واضحی میبره، ولی روش فعلیش دردسر داره.
بعد کلی مثال میاره. فیسبوک اولیه: دانشجوهای هاروارد دفترچهی کاغذی عکس و اسم بقیه رو نگاه میکردن تا اسم کسی که دیدن رو پیدا کنن، ولی باید تا جای فیزیکیش میرفتن. واتساپ: مردم با فامیل خارج از کشور SMS رد و بدل میکردن، ولی اپراتورها پول زیادی میگرفتن. Uber: مردم با تلفن ماشین میگرفتن، ولی باید به یه آدم توضیح میدادن کجان و معلوم نبود ماشین کی میرسه.
بقیهی مثالها هم همین شکلیان. Slack جای IRC رو گرفت که راهاندازیش سخت بود. Airbnb از آدمهایی شروع شد که برای رویدادهای بزرگ دنبال جای خواب تو خونهی بقیه بودن، ولی اعتماد کردن به هم سخت بود. Substack هم برای کارشناسهایی بود که خبرنامهی پولی میفرستادن ولی باید چند تا سرویس رو سر هم میکردن.
نویسنده همهی اینا رو تو یه قالب خلاصه میکنه: «[یه گروه آدم] دارن [یه کاری] میکنن. عالیه چون [فایده]. دردسر داره چون [هزینه].» و آخرش میپرسه کسی محصول موفقی سراغ داره که از این فرمول پیروی نکرده باشه؟ حدسش اینه که وجود نداره. یکی از کامنتها البته بازیهای ویدیویی رو مثال نقض میدونه و نگرانه که هر چیزی رو بشه بهزور تو این قالب جا داد.
نکات کلیدی:
- آدمها وقتی ازشون میپرسی، چیزی رو میگن که از نظر اجتماعی خوب به نظر میاد، نه چیزی که واقعاً استفاده میکنن.
- قویترین نشونهی موفقیت: کاربر همین الان اون کارو انجام میده و فقط روش فعلیش پردردسره.
- نویسنده ۱۳ مثال میاره، از جمله فیسبوک، توییتر، واتساپ، اسنپچت، Uber، DoorDash، Airbnb، آمازون، Slack و Substack.
- قالب پیشنهادی: «گروه X دارن Y میکنن، عالیه چون Z، دردسر داره چون W».
- یه کامنتگذار بازیهای ویدیویی مثل Zelda و Mario رو مثال نقض این فرمول میدونه.




