مهندسی مالی در بیوتک: وقتی فاینانس به داد دارو میرسه
خلاصهٔ کاملتر
صنعت داروسازی یه بازی عجیبه: برای توسعه یه داروی جدید، چیزی حدود ۲۵۰ میلیون دلار خرج میکنی و ده سال از عمرت رو میذاری، در حالی که ۹۵٪ شانس داری همهچیز رو از دست بدی. اما چون جامعه به دارو نیاز داره، این بازی باید ادامه پیدا کنه. سوال اینه که چطور میشه این بازی رو برای بازیگراش کمتر دردناک کرد؟
اندرو لو، استاد فاینانس MIT، در سال ۲۰۱۲ یه ایده ساده ارائه داد: بهجای اینکه روی یه برنامه دارویی شرط ببندی، یه پورتفولیوی ۵۰ تایی بساز. اگه این برنامهها به هم ربط نداشته باشن (یعنی شکست یکی به دیگری ربط نداشته باشه)، تقریباً مطمئنی که حداقل یکی موفق میشه؛ و اون یکی اونقدر درآمد داره که هزینه همه شکستها رو جبران کنه.
مستقیمترین بازتاب این ایده، BridgeBio Pharma بود که در ۲۰۱۵ توسط نیل کومار، شاگرد همون لو، تأسیس شد. این شرکت یه هلدینگ مرکزیه که زیرمجموعههایی داره که هر کدوم روی یه بیماری نادر تمرکز دارن. اگه یه زیرمجموعه شکست بخوره، میمیره؛ ولی BridgeBio زنده میمونه. این شرکت در ۲۰۱۹ IPO کرد و الان ارزش چند میلیارد دلاری داره.
Roivant Sciences هم که در ۲۰۱۴ توسط ویوک راماسوامی تأسیس شد، ساختار مشابهی داره؛ ولی بهجای توسعه دارو از صفر، داروهایی رو که شرکتهای بزرگ به دلایل غیرعلمی کنار گذاشتن، لایسنس میگیره. Roivant در ۲۰۲۱ با ارزشگذاری ۷.۳ میلیارد دلار وارد بورس شد و دوازده مطالعه فاز ۳ مثبت متوالی داشته.
ولی نه همه تلاشها موفق بودن. Centessa Pharmaceuticals در ۲۰۲۰ با ده شرکت بیوتک زیرمجموعه راهاندازی شد و در ۲۰۲۱ با قیمت ۲۰ دلار عرضه عمومی شد. Centessa واقعاً به نظریه لو پایبند بود؛ پورتفولیویی کاملاً متنوع از هموفیلی تا سرطان و بیماریهای خودایمنی. اما مدل جواب نداد. ظرف ۱۸ ماه شروع به بستن زیرمجموعهها کرد و در ۲۰۲۳ کلاً مدل رو کنار گذاشت و روی یه دارو برای اختلالات خواب متمرکز شد. جالبه که همین pivot بینظیر بود؛ Lilly اونها رو در اوایل ۲۰۲۶ به قیمت ۶.۳ میلیارد دلار خرید!
ماجرای Centessa یه درس مهم داره: اجرای یه پورتفولیوی متنوع دارویی از نظر علمی، مدیریتی و مالی بسیار سختتر از نظریهپردازی دربارهاشه. هزینههای بالا، نیاز به تیمهای متخصص جداگانه برای هر زیرمجموعه، و قیمتگذاری بازار که این سختیها رو از قبل لحاظ میکنه، همه دست به دست هم میدن تا مدل رو از روی کاغذ به واقعیت تبدیل کردنش دشوار کنن.
این مقاله تنها شروع یه بررسی عمیقتره؛ از royalties و synthetic royalties (که آینده موفقیت رو قابل معامله میکنن) تا PRV و CVR (که انگیزهها رو بازنویسی میکنن) و حتی «زامبی بیوتکها» که در دل شکست زنده میمونن. همه اینها ابزارهای مهندسی مالی هستن که سعی میکنن ریسک غولآسای داروسازی رو به تکههای کوچیکتری تبدیل کنن که هضمشون راحتتره.
نکات کلیدی:
- توسعه دارو یه شرطبندی با احتمال ۵٪ موفقیته، ولی جامعه به این بازی نیاز داره
- اندرو لو در ۲۰۱۲ پیشنهاد داد با پورتفولیوی بزرگ از برنامههای دارویی، ریسک رو توزیع کنیم
- BridgeBio و Roivant نمونههای موفق مدل «هابانداسپوک» هستن
- Centessa نشون داد که اجرای این مدل در عمل خیلی سختتر از تئوریه
- حتی Centessa با abandon کردن مدل اولیهاش و تمرکز روی یه دارو، به ۶.۳ میلیارد دلار exit رسید
- مهندسی مالی در بیوتک شامل ابزارهای متنوعی از royalties تا zombie biotech میشه




