وقتی هوش مصنوعی حالِ برنامهنویسی رو عوض میکنه
خلاصهٔ کاملتر
تو این مقاله اومده که نظر نویسنده دربارهٔ هوش مصنوعی به مرور عوض شده. سالها ویدیوهای Andreas Kling (سازندهٔ SerenityOS) رو دنبال میکرد و میدید که سرعت کدنویسی اون اول با اتوکامپلیت معمولی و بعد با GitHub Copilot چقدر بالا رفت. خودش اما مدتها نه IDE استفاده میکرد نه LSP، و به گفتهٔ خودش زیادی زود AI رو کنار گذاشته بود.
بعدها با Claude تو مرورگر شروع کرد؛ همون سؤالهایی که قبلاً تو موتور جستجو میپرسید و سر از Stack Overflow درمیآورد. با اومدن Claude Code از اینکه ابزار میتونه یه پوشهٔ کد رو مستقیم بخونه و تغییر بده جا خورد، و مهندسی معکوس یه فایل باینری بدون هیچ زمینهای هنوز براش جالبه. با کوچیکتر و بهتر شدن مدلهای محلی هم سراغ Ollama روی Mac Mini رفت. نکتهٔ نویسنده اینه که میشه یه فناوری رو دوست داشت ولی هایپ و صنعتِ دورش رو قبول نکرد.
بخش دوم ماجرا شخصیتره. نویسنده از سال ۲۰۲۰ برای خودش قانون گذاشته بود که کد پروژههای مکینتاش قدیمی رو فقط روی خودِ همون دستگاه بنویسه؛ نتیجهش یه کلاینت IMAP، یه سیستم کنترل نسخه، یه خوانندهٔ ویکیپدیا، یه کلاینت IRC و یه سرور BBS چندکاربره بوده. تازهترینش هم یه مرورگر وب برای Mac OS کلاسیکه که برای پشتیبانی از TLS مجبور شد سراغ سختافزار هم بره.
چیزی که اذیتش میکنه اینه که حالا پروژههای مشابه — مرورگر، کلاینت Gopher، اپ مانیتورینگ پرینتر سهبعدی — با کمک AI و تو چند روز ساخته میشن و بخشی از کدشون هم از پروژههای خودش برداشته شده. میگه دیگه با خوندن خبر پروژههای تازه ذوق نمیکنه، چون فرض میکنه AI نوشتتش. آخرش به این میرسه که اگه اون ابزار واقعاً به درد جامعه بخوره، بهتره خوشحال باشه و نسخهٔ خودش رو با آرامش و برای دل خودش جلو ببره.
نکات کلیدی:
- مسیر نویسنده از بدبینی به AI تا استفادهٔ روزمره از Claude Code و مدلهای محلی
- میشه از یه فناوری استفاده کرد ولی هایپ و صنعت دورش رو نپذیرفت
- پروژههای وایبکدشده تو جامعهٔ وینتیجکامپیوتینگ سریعتر و پرامکاناتتر ظاهر میشن
- انگیزهٔ کارِ چندساله وقتی ضربه میخوره که حس کنی دیده نمیشه
- جمعبندی نویسنده: ادامه دادن پروژه برای خودت، بدون رقابت با خروجی AI




